گسترده تر بودن به معنی بهتر شدن نیست: بررسی Metro Exodus

پوریا مددی نویسنده: پوریا مددی ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۱۶
معرفی و بررسی

هنوزم که هنوز یادمه که چی حسی داشتم وقتی برای اولین بار مترو ۲۰۳۳ رو بازی کردم. فضای تاریک، خشن، بی رحم، مرگ آور و بسیار منحصر به فردی داشت. متروهایی که محلی برای رفت و آمد بودند، الان مکانی برای زندگی شدن، تونل های تاریک و مخوفی که پایان غمنگیز بسیاری از  مردم رو روایت میکرد، موجودات جهش یافته و خطرناکی که فقط منتظر یک لحظه غفلت شما هستند، فضای غیر قابل تنفس بیرون از مترو که عملا برای مردم غیر قابل سکونت شده. همه ی این عوامل دست به دست هم دادند تا یک اثر هنری فوق العاده بینظیر خلق بشه. Last light هم ادامه ی همین مسیر بود  و قصد داشت با اضافه کردن و بهبود بخشیدن بعضی از المان ها به بهتر شدن این فرنچایز کمک کنه. ۴A Games توی شماره ی سوم قصد داره با تغییر دادن بعضی از المان ها، این بازی رو خاص تر و به مراتب گسترده تر کنه. که به نظر من میتونست از خیلی جهات بهتر کار کنه.

 

بررسی ویدیویی بازی Metro Exodus

 

یکی از نکاتی که توی دنیای مترو همیشه بوده و به نوعی نقطه قوت اش میدونم، اینه که میتونه عمیق ترین احساسات و داستان ها رو با گفتن کمترین شرح حال ممکن برات بازگو کنه. از دیدن جنازه هایی که هر کدومشون یه داستان و سرگذشتی رو برای خودشون داشتن، تا تشکر آرتیوم از گاری اش. اینجا جنگ چیزی رو بهتر نمیکنه و باعث پایان چیزی هم نمیشه، به جز دنیا. موجودات این دنیای جدید دیگه خوبی در خودشون ندارن. هر جنبنده ای یا نیت بدی داره یا برای زنده موندن ناگیزه که دست به کارهایی بزنه که با خوب بودن فرسنگ ها فاصله داره. شاید جنگ علاوه بر دنیا، باعث نابودی خوبی هم شده. آرتیوم که الان صاحب خانواده شده، ناامیدانه در دنیای بیرون از تونل های مترو به دنبال مکانی برای زندگی بهتر خود و مردمش میگرده، ولی برای طی کردن همچین سفری نیاز به وسیله ی نقلیه جدیدی هست. قطاری به نام Aurora. از این لحظه سوار بر این قطار، این مسیر طولانی رو طی می کنید.

 

Metro Exodus

شخصیت پردازی کاراکترها و جوامعی که در این دنیای آخر زمانی بهشون برخورد میکنید واقعا عالیه.

 

شخصیت پردازی کاراکترها و جوامعی که در این دنیای آخر زمانی بهشون برخورد میکنید واقعا عالیه. از دوستای نزدیکتون، تا بدترین دشمناتون. فرقه ی دینی که استفاده از تکنولوژی رو منع کرده، انسان هایی که آدم خوار شدن، جامعه ای که راه برده داری و سوءاستفاده از دیگران رو در پیش گرفتن و دزدهایی که به خیال خودشون الان حاکم بلا منازع هستند.

آرتیوم هنوز ساکته. البته در زمان های لودینگ صحبت میکنه ولی جالبیش اینه که در طول بازی حرفی نمیزنه. حتی وقتی که در کنار دوستاتون توی قطار هستید یا به صحبت های دیگران گوش می دید، فقط نگاهشون می کنه و حرفی نمی زنه یا حتی وقتی که توی رادیو باهاتون حرف میزنن، هیچ جوابی از شما نمیگیرن. این نکته موقعی روی اعصابتون میره که مجبور میشید گاهی مواقع تا ۱۰ دقیقه یه جا بشینید و فقط صحبت کردن دیگران رو تماشا کنید و در بیشتر مواقع هیچکار لذت بخشی هم نمی تونید بکنید. می تونم بگم بزرگترین ضعف بازی توی همین قسمت خلاصه میشه. اتفاقی که در دو شماره ی قبل کمتر شاهدش بودیم.

 

بررسی Metro Exodus

شما در فصل های سال و نقشه های متعدد به مسیرتون ادامه میدین.

طراحی مراحل و گیم پلی هم در نوع خودشون جالبن. شما در فصل های سال و نقشه های متعدد به مسیرتون ادامه میدین. زمستون رو در رودخانه ی Volga ، بهار رو در کوه های Yamantau، تابستون رو در صحرای دریا خزر و محیطی شبیه مد مکس و پاییز رو هم در جنگل های Taiga تجربه می کنید. نقشه آخر هم بهتون نمی گم و خودتون باید تجربه اش کنید. یکی از بهترین نقاط قوت بازی اینه که توی هر کدوم از این محیط ها، باید با دشمن و مشکلات متفاوتی دست و پنجه نرم کنید که در نهایت باعث تغییر سبک بازی کردنتون میشه و به نظرم حس تازه ای به گیم پلی میده. مثلا توی  Volga باید شاهد موجودات متفاوتی بین شب و روز باشید ، روی آبهای یخ زده راه برید، موقع طوفان اتمی پناه بگیرید، با قایق در رودخانه حرکت کنید و مواظب هیولای غول پیکر توی آب باشید. در Taiga با گرفتن کراسبو حس مخفیکاری بیشتری دارید، از دست گرگ ها فرار کنید و با خرس بزرگی بجنگید. یا در خزر یا همون نقشه ی صحرا مواظب توفان شنی باشید، با ماشینی که دارید، راحتتر توی محیط گشت و گذار کنید و به راحتی از روی دشمناتون رد شید. علاوه بر تمام اینها چند مرحله هم فقط توی Aurora یا همون قطارتون طراحی شدن. با دوستاتون حرف میزنید، به صحبت های آنا گوش میدین، گیتار میزنید، اسلحه ها و تجهیزاتتون رو بررسی میکنید و در آخر باید مقصد بعدیتون رو پیدا کنید.

درسته که مترو یه اکشن اول شخصه ولی اصلا قصد نداره یه شوتر مثل Rage یا Crysis باشه. کنترل اسلحه ها به راحتی بقیه بازی های شوتر نیست و لگد زدن و گیر کردن گلوله کار رو براتون سخت تر می کنه. برای کشتن بعضی از دشمنانتون هم نیاز به کلی تیر هست. مخصوصا وقتی تعدادشون زیاد باشه. البته احساس میکنم توی بعضی از موقعیت ها اصلا تیرهاتون رجیستر نمیشه.

Metro Exudos دوست داره بعضی جاها بهتون حس قدرت رو بده، ولی در بیشتر مواقع می خواد همین حس رو ازتون بگیره. نوع طراحی دشمن ها و محیط هم یکی از مواردی هست که تاکید بر همین موضوع داره. مثلا درگیری با عنکبوت هایی که به نور حساس هستند و منتظرن تا بهشون پشت کنید، اونم توی یه کانال کولر که از چند جهت بهتون حمله ور میشن یا موجود گوی شکل برقی که به هیچ وجه قابل کشتن نیست و فقط باید ازش فرار کنید. وقتی این موضوع جالبتر میشه که موقع مبارزه با دشمن هاتون میبینید که گلوله هاتون تموم شده، یا وقتی که در حال فرار هستید، فیلتر هوا یا شارژ چراغ قوه تون تموم میشه. در بیشتر مواقع عملا هیچ قدرتی روی محیط پیرامونتون ندارید و این یکی از اهداف اصلی بازی هست.

 

بررسی Metro Exodus

توی  Volga باید شاهد موجودات متفاوتی بین شب و روز باشید

مخفی کاری هم توی بازی وجود داره. یه مقدار نسبت به دو قسمت قبلی بهتر شده ولی هنوز کمبود هایی داره. در بیشتر مواقع فقط به نور خلاصه میشه. اینکه توی شب دارید وارد کمپ میشید یا روز. یا اینکه چراغ های اطرافتون رو خاموش میکنید ولی هوش مصنوعی به معنای واقعی کلمه فاجعه است. تقریبا مطمعنم بعضی مواقع من رو میبینن ولی هیچ عکس العملی نشون نمیدن. ماموریت فانوس دریایی توی نقشه ی صحرا یه نمونه ی بارز از بد بودن AI  بازی هست. به راحتی میتونید همه رو از نزدیک مخفیانه بکشید بدون اینکه کسی متوجه بشه.

Exodus یه بازی محافظه کار توی جهان بازه. وقتی که وارد محیط و نقشه ی جدیدی میشید، حس می کنید که شبیه بازیهایی اوپن ورلد و جهان باز مثل Far Cry شده ولی وقتی بیشتر دقت میکنید، متوجه میشید که تمامی هدف و ماموریتتون توی همون نقشه به صورت خطیه و یا بعضی از مراحل بازی کاملا به صورت خطی ساخته شدن. شاید یکی از این دلایل به این خاطر باشه که ۴A Games نخواسته از اصل دو شماره ی قبلی دور بشه و در عین حال به قول خودش عمل کنه و دنیای مترو رو وسیع تر کنه و به پلیر آزادی عمل بده. البته قبول دارم بعضی مواقع اوپن ورلد بودن به بازی ضربه میزنه و حس کسل آوری داشت. مثلا برخورد کردن به کمپ های تکراری. غیر از ماموریت های اصلی در طول بازی به چندین ماموریت فرعی هم برخورد کنید که باز هم به انتخاب شماست که میخواین انجامشون بدین یا نه. از پیدا کردن خرس عروسکی برای دختر بچه ای که تازه به گروهتون اضافه شده تا نجات آدم های غریبه ای که توسط دزدهای منطقه اسیر شدن.

 

برای دسترسی به امکانات بیشتر نیاز به میزکار دارید.

 

برای زنده موندن توی این دنیای بی رحم به اسلحه، تجهیزات و منابع نیاز دارید. کلی اسلحه با کلی انتخاب برای شخصی سازی وجود داره. از نوع خشاب تا اینکه چه نوع دوربینی رو روی اسلحه تون میزارید،  گوشه ی سمت راست هم میتونید وضعیت قدرت، پایداری، تعداد تیر و خیلی چیزای دیگه رو ببینید و با توجه به اونها اسلحه رو تغییر بدین. تجهیزات شامل ماسک،آرمور ،دوربین دید در شب یا تغییر دادن ساختار اسلحه هاتون میشه. منابع هم به دو بخش متریال و مواد شیمیایی تقسیم میشن و برای درست کردن وسایل مورد نیازتون و تعمیر ماسکتون و پاک کردن اسلحه به کار میرن. همیشه و در هر زمانی میتونید با کمک کوله پشتیتون بعضی از این وسایل مثل مدکیت، فیلتر و بعضی از گلوله ها رو بسازید یا با توجه محیط و دشمن هاتون، بعضی از ماد ها یا اسکوپ های اسلحه رو عوض کنید. بعضی مواقع واقعا جونتون رو نجات میده. مثلا هوا شب شده و میتونید از اسکوپ دید در شب برای اسلحه تون استفاده کنید یا تعداد دشمن هاتون زیادن و میخواین ثبات اسلحه رو فدای تعداد گلوله هاش کنید. البته برای دسترسی به امکانات بیشتر نیاز به میزکار دارید. می تونید توی قطار و بعضی از مکان های بازی پیداشون کنید و به تجهیزاتی مثل تغییر ساختار لباس یا ساخت گلوله های خاص دسترسی پیدا کنید. البته یادتون باشه تنها جایی که میتونید نوع اسلحه تون رو تغییر بدین میز کار توی قطار هست. اول هر مرحله یه مقدار منابع در اختیار دارید ولی میتونید در طول بازی و با جست و جوی مکان های مختلف و اسلحه های دشمن هاتون به منابع بیشتر و تجهیزات بهتر دسترسی پیدا کنید. البته انجام ماموریت های فرعی کمکی بزرگی بهتون میکنه که قبلا هم گفتم کاملا اختیاریه. اگه انجامشون بدین ممکنه که جای یه محل مخفی رو پیدا کنید که منابع و تجهیزات بهتری رو براتون به ارمغان میاره.

 

مترو یه بازی شدیدا خوش ساخت با مشکلات جور وا جور هست

 

صدا گذاری اصلا خوب نیست. مخصوصا وقتی توی جمع شلوغ چند نفر دارن حرف میزنن. نه لب هاشون با چیزایی که میگن میخونه و بعضی مواقع معلوم نیست که کی داره حرف میزنه. ولی موسیقی اش رو دوس داشتم. توی بعضی از احساساتی ترین زمان های بازی موسیقی خوبی براتون پخش میشه که لذت بازی رو دو چندان میکنه.

در کل مترو یه بازی شدیدا خوش ساخت با مشکلات جور وا جور هست. اگه بخوایم با یه کم مهربونی مشکلاتش رو نادید بگیریم، Exudos تونسته هدف اش رو به خوبی هر چه تمام تر به پلیر منتقل میکنه. آرتیوم در طول این مسیر طولانی به موانع و مشکلات زیادی برخورد میکنه، محیط هایی با آب و هوای متفاوت رو میبینه، با موجودات خطرناک بجنگید و از انسان ها و جامعه های مختلف عبور میکنه. ولی این وظیفه ی شماست که با این مشکلات پیش رو و مردمی که میبینید ، چه رفتاری از خودتون نشون میدید. میکشید یا از کنارشون رد میشید. این شما هستید که با تصمیم های به ظاهر کوچیکی که در طول سفرتون میگیرید، آینده ی خودتون و مردمتون رو رقم میزنید. یادتون باشه در مترو، انسان ها دیگه حاکم دنیا نیستن فقط جزء کوچیکی از این زنجیره غذایی محسوب میشن.

امتیاز NPCBot: 8
ثبت امتیاز: 1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
میانگین امتیازات کاربران: 8٫50 (2 رای)

نقات قوت

نقات ضعف

تگ ها
منبع: NPCBOT
مطالب مرتبط
ارسال دیدگاه
دیدگاه های کاربران (۱ دیدگاه)
میلاد شاه بابایی | یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۷

واقعا نقد خوبی بود جناب مددی ، پر محتوا و جامع؛ خدا قوت.

1

0