رگناروک در یک قدمی :بررسی بازی God of War

امیر یکتا نویسنده: امیر یکتا 9 ژانویه 2020 ساعت 17:20
معرفی و بررسی مقالات

نسخه ی جدید بازی God of War تقریبا همان اثری هست که سال ها انتظار آن را داشتیم. اثری که فارغ از مشکلات کوچیکی که دارد میتواند به عنوان یک رقیب جدی برای تمام بازی های نسل هشتم قد علم کند. با بررسی بازی God of War با ما همراه باشید.

توجه : این بررسی دارای اسپویل است.

نسخه ی جدید بازی God of War تلفیقی از تمام بازی هایی فوق العاده ایی هست که دیدیم، از سری Dark Souls و مبارزات نفس گیر آن تا روایت داستانی بی نظیر در بازی The Last of Us یا ماجراجویی های بی پایان بازی Uncharted و Tomb Raider. جدید ترین نسخه ی بازی God of War بر خلاف تمام بازی های این روز ها به قدری به مفهوم شاهکار نزدیک میشود که سخت است آن را یک مروارید برای صنعت گیم ندانیم. سری بازی God of War یک فرانچایز خشونت آمیز و سرشار از هیجان و آدرنالین بود. سری ایی که مارو با اسطوره شناسی یونان آشنا کرد. مارا به اساطیر یونان علاقه مند کرد و در نهایت کاری کرد که این سری بازی را به عنوان یک نماد برای کنسول های شرکت Sony بدانیم.

نسخه ی “معراج” برای اکثر گیمر ها تکرار مکررات بود. کریتوس خشمگین را بار ها دیده بودند و دیگر نیازی به تماشای مجدد آن نداشتند.

 

اولین نسخه ی از سری بازی God of War در سال ۲۰۰۵ توسط دیوید جفی ساخته به عنوان یک بازی انحصاری برای کنسول PS2 عرضه شد و باید بگویم یکی از متفاوت ترین بازی های سبک Hack and Slash به شمار میرفت. نسخه ی بعدی آن در سال ۲۰۰۷ با نام God of War 2 منتشر شد و اکنون دیگر میتوانستیم این نسخه را یک شاهکار بنامیم. نسخه های بعدی در ۲۰۱۰ و ۲۰۱۳ منتشر شدن و ۲ نسخه هم برای کنسول های دستی Sony یعنی PSP عرضه شد. اما چه اتفاقی افتاد که سانتامونیکا مجبور به تغییر دوربین در جدید ترین نسخه از بازی God of War شد؟ آیا همه چیز به استقبال نچندان خوب گیمر ها از نسخه ی سال ۲۰۱۳ یعنی ” خدای جنگ معراج ” برمیگردد؟

جواب سئوال بالا میتواند قاطعانه مثبت یا منفی باشد. همه چیز بستگی به نوع نگاه ما دارد. ۶ نسخه از این فرانچایز در طول زمان منتشر شدن و خشونت شخصیت اصلی این سری، همان کچل دوست داشتنی که جدیدا پدر هم شده است در طول تمام این نسخه ها به نهایت مقدار خود رسیده بود. نابودی اساطیر یونان، تحقیر آن ها و فریاد ها های کریتوس در قله ی کوه الیمپوس به قدری برای گیمر ها جذاب بود که بدون شک عاشق این فرانچایز میشدند. اما همه چیز تغییر کرد. نسخه ی “معراج” برای اکثر گیمر ها تکرار مکررات بود. کریتوس خشمگین را بار ها دیده بودند و دیگر نیازی به تماشای مجدد آن نداشتند.

 

بررسی بازی God of War

همه چیز از یه تغییر ساده شروع شد. یک ایده، ایده ایی که به شدت مورد قبول واقع شده.

 

جدیدترین نسخه از بازی God of War و آخرین ساخته ی استودیو سانتامونیکا، متفاوت ترین نسخه در کل فرانچایز به شمار میرود. از تغییر ساختار دوربین، روایت داستانی منسجم تر، وجود همراهی به نام آترئوس، SandBox شدن بازی، وجود ماموریت های فرعی، وجود المان های RPG و از همه مهم تر تغییر اسلحه ی کریتوس، یعنی ساخت تبر لوایتن و جایگزینی آن به جای Blades of Chaos معروف، همان شمشیر های آشوب گرفته تا شباهت بسیار زیادی که به چکش معروف ثور، خدای آذرخش، یعنی میولنیر دارد همه و همه از دلایل متفاوت بودن این نسخه از بازی God of War نسبت به نسخه های گذشته دارند. بازی ایی که نه بدون ضعف، اما تا حد امکان کم نقص ظاهر میشود.

دوربین بازی هرچند در صحنه های سینمایی و ماجراجویی بازی فوق العاده عمل میکند و عاملی موفقیت آمیز به شمار میرود اما در مبارزات از خود کمی ضعف نشان میدهد.

 

به شخصه اولین چیزی که در بازی نظرم را جلب کرد نوع کارگردانی بازی بود. کارگردانی بدون نقص آقای کوری بارلوگ چنان مرا حیرت زده کرد که همان ابتدا به این عقیده رسیدم که خدای جنگ ۲۰۱۸ بهترین کارگردانی را در بین تمام بازی های نسل هشتمی دارد. از یکپارچه بودن و کات نخوردن صحنه ها گرفته تا تقریبا بدون لودینگ بودن بازی. یک روایت منسجم در ساختمانی بسیار ساده و توئیست های فوق العاده ی داستانی در پس و پیش آن همه باعث جذابیت بی حد و مرز این نسخه شدند. چرخش فوق العاده دوربین در صحنه های کات سین، وجود کات سین های حساب شده، نمایش چهره ی کریتوس در حالت های مختلف با تلفیق یک کارگردانی فوق العاده چنان عجیب و ترسناک ظاهر میشود که حس میکنید بازی God of War، نه یک بازی بلکه یک فیلم است. فیلمی بسیار بسیار زیبا و کار شده.

تغییر زاویه ی دوربین باعث ایجاد پرسپکتیو جدید و کاملا تازه ایی شده. بزرگترین ترسی که به دل خیلی از هوادارا نشسته بود دقیقا همین تغییر بود. تغییری که به منظور عوض کردن ستون بازی به شمار میرفت. اکنون بازی دیگر از دوربین ایزومتریک بهره نمیبرد و این باعث میشد احساس نزدیکی بیشتری با کریتوس بکنیم و همانقدر برای احساس هیجان و خونریزی نسخه های گذشته دلتنگ بشویم. دوربین بازی هرچند در صحنه های سینمایی و ماجراجویی بازی فوق العاده عمل میکند و عاملی موفقیت آمیز به شمار میرود اما در مبارزات از خود کمی ضعف نشان میدهد. در مبارزه با دشمنان، مخصوصا دشمنانی که کمی بزرگ تر هستند و مکان های شلوغ، مبارزات را از حالت روان خود در می آورد. دوربین بازی اما همچنان یک تغییر بنیادی و عاقلانه برای بازی است. با ایجاد فلش هایی برای آگاه کردن کریتوس از پشت سرش و همچنین میمیر شخصیتی دوست داشتنی و جالب در بازی و همچنین آترئوس شما میتوانید هر لحظه از مکان دشمنان باخبر شده و سریعا به سمت آن ها برگردید.

 

برسی بازی god of war

جزئیات به کار رفته در طراحی کارکتر ها از جمله کریتوس بی نظیر است.

طراحی محیط و همچنین دقت در تکسچر های بازی به قدری بالاست که بدون شک با یکی از گرافیکی ترین بازی های کل نسل هشتم طرف هستیم.

 

مورد دیگر که در اولین دیدار با بازی God of War به چشم می آید، گرافیک بصری و فنی فوق العاده بازی است. به جز چند عدد باگ که خیلی راحت میتوان از آن ها صرف نظر کرد، در هر دو مورد ذکر شده، جدیدترین ساخته ی سانتامونیکا سنگ تمام میگذارد و هر بار که به چهره ی کریتوس نگاه میکنید از ذره ذره ی آن لذت میبرید و بارها به خود میگویید ” این همان مردیست که یونان را به خاک و خون کشید ؟ ” جزئیات محیط در ارائه ی تلقین حس دنیای نورس یک شاهکار بی بدیل است. به دلیل در دسترس نبودن تصاویر دقیق از جهان های اساطیر نورس کار کوری بارلوگ و استودیو سانتامونیکا به شدت برای طراحی محیط ها سخت بود. طراحی محیط و همچنین دقت در تکسچر های بازی به قدری بالاست که بدون شک با یکی از گرافیکی ترین بازی های کل نسل هشتم طرف هستیم.

طراحی دشمنان هم دست کمی از طراحی محیط ها نداره و همه ی آنها از طراحی خوبی برخوردار هستند. هرچند کاملا میتوان به تنوع آنها انتقاد کرد. باس ها و دشمنان بازی در بیشتر موارد فقط در رنگ بندی متفاوت هستن و تفاوت دیگری از این مبحث مشاهده نمیشود. وجود دنیا های میدگارد، هل هایم، یوتونهایم، الف هایم، نیفل هایم و موسپل هایم در بازی و طراحی آنها بسیار عالی کار شده و باید به سازندگان بازی God of War تبریک گفت. هرچند طراحی آب میدگارد اصلا جالب نیست و میشد خیلی بهتر از آن کار کرد.

اگر هنوز در طراحی شخصیت ها شک دارید به طراحی یورمونگاند یعنی مار عظیم الجثه ی دنیای نورس نگاه کنید و لذت ببرید.

 

بررسی بازی god of war

طراحی یورمونگاند یک شاهکار است .

یکی از لذت بخش ترین کارهایی که در تمام بازی های نسل هشتم انجام دادم بدون شک پرتاب تبر لوایتن به سوی دشمنان و مکانیسم بازگشت تبر بوده است.

 

قبل از اینکه به داستان و چگونگی روایت آن سر بزنیم میخواهم تمام موارد گیم پلی را با یک دیگر بررسی کنیم: در خدای جنگ جدید برعکس انتظار اولیه ی خیلی از ما ها همچنان Blades of Chaos وجود دارد اما تبر لوایتن که در ابتدای بازی آن را بدست میگیرید تمام معادلات را بر هم میزند. یکی از لذت بخش ترین کارهایی که در تمام بازی های نسل هشتم انجام دادم بدون شک پرتاب این تبر به سوی دشمنان و مکانیسم بازگشت تبر بوده است. ویژگی بازگشت تبر به خودی خود به قدری جذاب و سرگرم کننده به شمار میرود که شما را از هر اسلحه ایی بی نیاز می کند. در بازی ۳ نوع سلاح داریم: تبر لوایتن ، شمشیر های آشوب و در نهایت مشت و سپر که به واسطه ی RPG شدن بازی و درخت مهارت میتوان هر کدام از این شاخه ها را قوی تر از بقیه کرد. وجود گذاشتن سنگ های جادویی ( RUNE ) بر روی تبر یا شمشیر های آشوب باعث پدید آمدن اِلمان های جدیدی میشود. از فراخواندن سرما برای Freeze کردن دشمنان گرفته تا قابلیت چرخاندن شمشیر های آشوب در هوا و نابودی تمام دشمنان نزدیک. مهم ترین عاملی که باعث جذابیت بیش از پیش استفاده از کمبو های مختلف برای شکست دشمنان میشود، جدا از پرتاب تبر، وجود چالش و قدرت زیاد هر کدام از سلاح هاست.

بعضی از دشمان بازی فقط توسط Blades of Chaos و مشت و سپر ضربه میخوردند و بعضی دیگر تا از لوایتن استفاده نکنید توانایی شکست آنهارا ندارید. یکی دیگر از توانایی های تبر لوایتن Stun کردن دشمنان و خصوصا باس های بازی است. اگر در این کار حرفه ایی شوید چالش بازی تا حد زیادی برایتان عادی میشود. متاسفانه بازی فقط در درجه ی سختی بالاست که چالشی سخت دارد و در درجه های Normal بازی بسیار آسان است و فقط در باس های فرعی والکری ها چالش های بسیار خوبی مشاهده میکنیم. آترئوس به عنوان یک همراه خداروشکر دردسر ساز نیست و باعث نمیشه که هر دفعه حواستان را به او بدهید. خوشبختانه آترئوس مانند الی در سری The Last of us، فقط یک در گوشه مانند روح نمی ایستد و دشمنان بازی هم کاملا از وجود او آگاه اند. آترئوس کاملا توانایی ضربه های قدرتی به دشمنان، پرت کردن حواس آنها و از همه مهم تر Stun کردن آنها را دارد تا پدرش، خدای جنگ، کچل دوست داشتنی کار تک تک آنها را یک سره کند.

 

بررسی بازی god of war

وجود Photo Mode یکی از جذاب ترین قابلیت ها برای بازی به شمار میرود.

 

هرچقدر در بازی جلوتر بروید، آیتم های جدیدی میگیرید که همگی کاربردی هستند. از زره های بازی برای کریتوس و آترئوس تا بدست آوردن حالت های مختلف تیرکمان گرفته تا ارتقای لوایتن و شمشیر های آشوب توسط بروک و سیندری ( ۲ برادر و آهنگر دورف که برایتان ارتقا ها را انجام میدهند و سلاح میسازند.) مشت های کریتوس به علت توازن در بازی باعث گیج شدن شخصیت ها شده و از ۲ نوار بالای هر دشمن علاوه بر کم کردن سطح سلامتی آن ها باعث میشوند سریع بتوانید به دراگر ها یا بقیه دشمنان بازی فینیشر های بی رحمانه بزنید و از طرف دیگر با سپر خود حملات آن ها را دفع کنید. با وجود سیستمی مشابه سیستم مبارزه در دارک سولز، وجود سپر کاملا حرکت عاقلانه ایی بوده و باعث تنوع گیم پلی در بازی شده است. البته به هیچ عنوان نباید از حالت Rage کریتوس غافل شویم. حالتی که در آن کریتوس به یک باره خشم دیرینه ی خودش را بر انگیخته میکند و آنجاست که فقط با مشت های خود به سراغ دشمنان میرود و نشانشان میدهد که اگر آن کریتوس سابق برگردد چه فاجعه ایی ممکن است رخ بدهد.

در ادامه ی بررسی گیم پلی بازی باید گفته شود که پازل های بازی بسیار آسان طراحی شدن و از اون بدتر این است که آترئوس هر دقیقه راه حل آن هارا به شما میگوید

 

در ادامه ی بررسی گیم پلی بازی باید گفته شود که پازل های بازی بسیار آسان طراحی شدن و از اون بدتر این است که آترئوس هر دقیقه راه حل آن هارا به شما میگوید و حتی از آن بیشتر جایی این ویژگی غیر منطقی ظاهر میشود که به بررسی داستان بازی بپردازیم! جایی که کریتوس در یک پازل برای نجات جانش گیر میافتد و آترئوس همیشه دانای ما دست به دامن کریتوس میشود تا آن را حل کند. این مسائل که باعث غیر منطقی شدن بازی میشود همگی از جمله ایرادات کوچک بازی به شمار میورند.

قفل کردن بازی بروی دشمنان هم نتیجه ی جالبی در بر ندارد و خیلی مواقع ترجیح میدهید در مکان های شلوغ روی هیچ دشمنی قفل نکنید. در بخش گیم پلی و ماجراجویی آن باید گفته شود که سکوبازی یا ویژگی Platformer در این نسخه کاملا ساده طراحی شده و هیچ چالشی ایجاد نکرده و فقط برای ایجاد زیبایی قرار گرفته. بازی God of War  بیشتر تبدیل به یک اکشن ماجراجویی شده و سخت است آن را با نام یک بازی Hack and Slash مثل سابق ببینیم. همچنین در ادامه ی بررسی ها باید بگویم دیگر مثل قبل کریتوس توانایی پرش های ۲ گانه را ندارد و برای جا به جایی در طول رودخانه ها و آب ها باید دست به دامن قایق ها شود. مهم ترین ویژگی نسخه ی جدید بازی God of War در خصوص ماموریت های فرعی یا به عبارتی Side Quest های آن است که همگی از جذابیت های بالایی برخوردار هستند. با توجه به ساعت بالای گیم پلی بازی، ارزش این side quest ها بیش از پیش نمایان میشود.

 

بررسی بازی God of War

بالدر : یکی از بهترین باس های تمام بازی های رایانه ایی.

بالدر یکی از بهترین آنتاگونیست های بازی های رایانه ایی است. آنتاگونیستی که من هیچ ترسی از مقایسه او با جوکر در سری بتمن ندارم.

 

اما در بخش باس های بازی جدا از تمام باس ها نظیر اژدها و ترول ها و … ، بالدر بدون شک جذاب ترین آنهاست. شخصیتی که در نگاه اول یک شخصیت سادیسمی دارد و دیالوگ های آن با کریتوس بسیار جذاب است. بالاخره در این نسخه یکی را پیدا کردیم که کریتوس را بارها به چالش بکشد و به ریش او بخندد و قدرت او را به تمسخر بگیرد و بعد از بارها مشت خوردن در صورتش با یک لبخند زیبا کریتوس را بدرقه کند. بالدر یکی از بهترین آنتاگونیست های بازی های رایانه ایی است. آنتاگونیستی که من هیچ ترسی از مقایسه او با جوکر در سری بتمن ندارم. اگر کریتوس را بتمن فرض کنیم بدون شک بالدر جوکر دنیای خدای جنگ است و صد حیف که خیلی زود از او جدا میشویم و امیدوارم در نسخه های بعدی یا در بازی های دیگر نیز شخصیتی مانند بالدر را ببینم. البته تمام باس های بازی جذابیت های خاص خود را دارند از پسران ثور گرفته تا مبارزه با اژدها. هرچند که مورد آخری یکی از نکات منفی بازی هم به شمار میرود و منطق کلی بازی را زیر سئوال میرد.

در بازی صندق های گوناگون و جور واجوری هم قرار گرفته که با بدست آوردن XP و مقداری پول رایج بازی برای خرید وسایل و ارتقاها، شما را بی نیاز کند. البته که مانند سری گذشته برای افزایش خط سلامتی و خط خشم کریتوس باید آیتم هایی را جمع کنید که از قضا بعضی از این آیتم ها نیز در همین صندق ها قرار گرفته اند و معماهای بازی را شکل دادند. این را نیز باید متذکر شد که کریتوس همچنان یک خدای جنگ است و اگر مبارزات جنبه ی استراتژی تری به خود گرفته و با مربع مربع مثلث نمیتوانید همرا شکست دهید و آن هم به دلیل الهام فرمول موفق مبارزات در سری دارک سولز است که به خوبی در بازی God of War پیاده سازی شده و هوش مصنوعی بازی هم به نوبه ی نشان میدهد که توانایی به چالش کشیدن مخاطب را دارد.

 

بررسی بازی god of war

جدیدترین نسخه ی بازی God of War با وجود داستانی تر شدن اما همچنان جذاب ترین سیستم مبارزات را دارد و سعی در تغییر مفهوم ” یک بازی ” یعنی گیم پلی و سرگرمی نکرده.

 

در نهایت پس از تمام صحبت ها میرسیم به داستان بازی و روایت آن. در این نسخه کریتوس دیگر آن شخصی که میشناختیم نیست، آن جوان نابالغ و خشمگین، آن کسی که هیچی برای از دست دادن نداشت و بی پروا دست به عمل میزد! کسی که میمرد و بازمیگشت تا انتقام بگیرد. کریتوس اکنون پیرتر شده، فهمیده است که خشم یک عامل محرک و اسلحه ی فوق العاده ایی برای مبارزه است اما تا وقتی از آن درست استفاده شود. کریتوس اکنون یک پسر دارد که جدا از توئیست های داستانی فوق العاده ایی که حول محور آترئوس میگردد، کریتوس خود سرنوشت نامعلومی در اساطیر نورس دارد. در اساطیر نورس مشخص نیست که کریتوس در کجای این چرخه قرار میگرد و دقیقا در آینده قرار است اورا با چه نامی بشناسیم اما چیزی که مشخص است این است که کوری بارلوگ در ارائه ی داستانی منسجم، زیبا و مرموز فوق العاده عمل کرده است.

روایت پدر و پسری که در ابتدا یک دره ی عمیق در بینشان شکل گرفته اما به مرور این دو بهم نزدیک و نزدیک تر میشوند مرا یاد The Last of us می اندازد.

 

توئیست های داستانی و مخفی بازی یکی از یکی بهتر هستند و در نهایت شمارا غرق در افکارتان میکنند. اما چیزی که مرا میترساند این است که آیا سانتامونیکا توان پاسخ گویی به این پرسش ها را در نسخه ی بعدی دارد یا نه ! پدید آوردن پرسش های داستانی و مرموز همانقدر سخت است که جواب دادن به این پرسش ها هر لحظه به مراتب سخت تر میشود. روایت داستان اما کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام میدهد و ما در نهایت با عنوانی رو به رو میشویم که ۱۰ دقیقه پس از شروع آن خود را در بازی غرق شده میبینیم. روایت پدر و پسری که در ابتدا یک دره ی عمیق در بینشان شکل گرفته اما به مرور این دو بهم نزدیک و نزدیک تر میشوند مرا یاد The Last of us می اندازد. پدری که خدا بودن خود را مخفی کرده است تا پسرش نداند او چه کار هایی در گذشته کرده. سیل اتفاقاتی که آرام آرام شروع میشود و در نهایت ناگهان به اوج میرسد دست کمی از یک فیلم اسکاری ندارد و بدون شک لایق گرفتن جایزه ی بهترین بازی سال ۲۰۱۸ بوده است.

موسیقی بازی در اخرین موردی که آن را بررسی میکنیم به قدری خوب نواخته شده که ذره ذره مارا در بازی فرو میبرد. موسیقی حماسی که آدرنالین را در نسخه های گذشته به سقف میچسباند اکنون جای خود را به موسیقی های احساسی و بعضا حماسی داده است و صداگذاری و اجرای شخصیت ها همگی کاملا به کارکتر های آن ها میخورد و باید به سانتامونیکا دست مریزاد گفت. در صحنه هایی پدری را میبینیم که مدت هاست به یک بچه محبت نکرده است و مدت هاست نمیداند رابطه فرزند و پدری چگونه است تا پسری که از خشم پدرش بهره میبرد و مشتقانه دنبال پدری میگردد که سال هاست او را ندیده، تا احساسی که کریتوس از آترئوس پنهان میکند و در هنگامی که آترئوس در خطر است به زیبایی هرچه تمام تر آن را نشان میدهد. خشم پدری که تا پای جان از فرزندش دفاع میکند.

 

نقد و بررسی بازی god of war

رهایی از غم ها، شروعی جدید و زندگی ایی تازه

جمع بندی

در نهایت با تمام تفاسیر بالا جدیدترین ساخته ی استودیو سانتامونیکا و ساخته ی کارگردان مشهور کوری بارلوگ اثری است که به سختی میتوانیم آن را یک شاهکار به حساب نیاوریم. بازی ایی که یک رابطه ی پدر و پسری شکرآب را به بهترین نحو نمایش میدهد. سرنوشتی که در لا به لای داستان دیده میشود را با زیرکی به دیگر شخصیت ها پیوند میزند و تایم لاین های داستانی را بهم میریزد تا ما هیچوقت ندانیم در این نسخه دقیقا در کجای قصه قرار داریم. در این نسخه داد زده میشود که چیزی بیشتر از کریتوس در این جهان است و کریتوس به عناون خدایی که دیگر خدایان را کشته است، خدایی که شاید حتی بتوانیم به آن خدای مرگ بگوییم، خدایی که اسمش همچنان خدای جنگ است، کسی که پدر شده است و ریشش میتواند سمبل داناتر شدن او باشد، اکنون باید جایگاهی جدید بدست بیاورد زیرا رگناروک هر لحظه نزدیک تر میشود. قدم های خدای آذرخش در پس زمینه ی داستان، حضور اودین و شخصیت های دیگر همه و همه باعث میشوند ما بارها به قصه ی این نسخه توجه ویژه کنیم و همگی منتظر جواب های سئوالاتمان در نسخه ی بعدی باشیم. بازی God of War با تمام مشکلاتش که بسیار ناپیدا هستند،تغییر دوربین آن و تمام تغییرات دیگر و کم شدن خشونت و آدرنالین بازی اما همچنان اثری به شدت سرگرم کننده است و اگر جایی صحبت از ساخت عنوانی شود که تمام شده ، قطعا به یاد خدای جنگ خواهید افتاد، بازی ایی که نشان داد الهام و ایده ها هرگز نمی میرند.

امتیاز NPCBot: 9.8
ثبت امتیاز: 1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
میانگین امتیازات کاربران: 9٫76 (50 رای)

نقات قوت

نقات ضعف

تگ ها
منبع: NPCBOT
مطالب مرتبط
ارسال دیدگاه
دیدگاه های کاربران (بدون دیدگاه)