شعله های تاریکی: بررسی بازی Dark Souls 2

امیر یکتا نویسنده: امیر یکتا 31 ژانویه 2020 ساعت 10:08
معرفی و بررسی مقالات

در نقد های قبلی به نسخه‌ی اول دارک سولز پرداختیم. از خوبی‌ها و بدی‌ها ی نسخه ی ریمستر آن گفتیم و در آخر پرونده‌ی آن را بستیم. اکنون وقت آن است که به نسخه ی بعدی این مجموعه یعنی بازی Dark Souls 2 بپردازیم. با بررسی بازی Dark Souls 2 با ما همراه باشید.

بررسی بر اساس بازی Dark Souls 2 Scholar of The First sin هست هرچند به طور کامل به جزئیات آن می‌پردازیم و خلاصه ایی را از مقدمه ی داستانی نسخه ی اول هم بازگو می‌کنیم.

در ابتدای همه چیز بهتر است که باز سری به بررسی نسخه ی قبل بزنید. در آنجا از اینکه بعد از سال ها‍‍‍، در صنعت بازی های ویدئویی داستان در حال شکل گیری بود گفتیم. در باره این گفتیم که داستان کم کم داشت به مهم ترین عنصر یک بازی تبدیل می‌شد و در آخر رسیدیم به عرضه‌ی Demons Souls و بعد بازی Dark Souls که کاملا شیوه ی روایت و داستانی متفاوت و به عبارتی خودمانی تر، جدا از بازی را داشت. به این صورت که اگر کسی به دنبال دیدن روایتی و یا خواندن داستانی بود، خود باید به دنبال آن می‌گشت و در نهایت از میان توضیحات آیتم‌ها و دیالوگ‌ها به خواندن داستانی حماسی از جهان دارک سولز و سرزمین Lordan می‌پرداخت.

پس از زبانه کشیدن آتش و به وجود آمدن روشنایی و متضاد آن تاریکی و به تبع خلقت مرگ و زندگی، هر یک از لرد ها شعله‌ ایی را برای خود انتخاب کرد که به دارنده ی‌ آن قدرت‌های ویژه ایی می‌بخشید!

نسخه ی اول داستانی به شدت زیبا و تراژیک داشت. سه لرد آتش به نام های Gwyn، Witch of Izalith و در اخر اما Nito  کسانی بودند که در عصر باستان جایی که اژدهایان در بالای درختانی که انتهای آنها دیده نمی‌شد زندگی می‌کردند، پس از زبانه کشیدن آتش و به وجود آمدن روشنایی و متضاد آن تاریکی و به تبع خلقت مرگ و زندگی، هر یک شعله‌ ایی را برای خود انتخاب کرد که به دارنده ی‌ آن قدرت‌های ویژه ایی می‌بخشید! صد در صد نفر چهارمی هم وجود داشته است. درست حدس زدید. جد کارکتر ما، دارنده Dark Souls، به نام Furtive pygmy بوده است. طبق کات سین بازی اولین فرد Nito بود که Soul of Death را از آن خود کرد. دومین فرد Witch of Izalith بود که  Soul of Life را برای خود برگزید و نفر سوم، Lord of Sunlight یا همان Gwyn بود که قطعه ایی دیگر از Souls ها را برداشت. با قدرتی که این سه لرد داشتند تصمیم بر پادشاهی و نابودی اژدهایان گرفتند. با خیانت Seath the Scaleless که در واقع زال اژدهایان محسوب می‌شد، Gwyn توانست با مهار آذرخش به تنها نقطه ی ضعف اژدهایان ضربه بزند و زره سنگی آنان را از بین ببرد. Nito مرگ را با خود آورد و آنان را نفرین کرد و در آخر Izalith، درختان اژدهایان را به آتش کشید. حتما پرسیدید که پس Furtive چه شد؟ او از نظر ها غایب شده بود تا در زمان فرا رسیدن تاریکی حکومت خود را شروع کند. داستانی به مانند اساطیر یونان! بیش از این داستان را باز نمیکنم و میگذارم در وقتی دیگر ! بپردازیم به بازی Dark Souls 2 !

 

بررسی بازی Dark Souls 2

Majula : آغاز دارک سولز ۲ بدون Firelink Shrine ! مشخص است که میازاکی کارگردان این نسخه نیست مگر نه ؟

 

بازی Dark Souls 2 تغییر چشمگیری در گرافیک هنری ایجاد نمی‌کند اما به مراتب ضعف های فنی اثر قبلی را بهبود میبخشد. بعله اگر قرار بر سخت گیری باشد که “هست” ما خیلی راحت می‌توانیم از کیفیت بافت ها انتقاد کنیم که “می‌کنیم” و آن را یک نقطه ضعف ببینیم که “می‌بینیم” .

در سال ۲۰۱۲ بود که طی مراسم Video Game Awards نسخه ی بعدی دارک سولز یعنی بازی Dark Souls 2 معرفی شد. چیزی که همه را شوکه کرد اما نبود میازاکی، کارگردان نابغه‌ی دو نسخه ی قبلی بود. این مرد بزرگ اکنون فقط در جایگاه ناظر حضور و کارگردان های بازی توموهیرو شیبویا و یوبی تانیمورا بودند. بعد از عرضه‌ی بازی اما تمام نگرانی ها رفع شد. جالب است که بدانید بازی Dark Souls 2 بیشترین متای کسب شده بین سه نسخه ی سری سولز را داراست و با نمره‌ی ۹۱ در صدر می‌درخشد! البته که امروز ما اثری با متای ۸۷ و نسخه ی Scholar of The First Sin ، نسخه ایی که دارنده ی هر ۳  DLC عرضه شده و البته آپدیت Scholar هست را بررسی میکنیم.

این نسخه در سال ۲۰۱۵ قدم های خود را به صنعت گیم گذاشته و کامل‌ترین ورژن از شماره ی دوم دارک‌ سولز به شمار می‌رود. باز هم فرام سافت ور و باز هم یک شاهکار! بدون تردید این نسخه نیز حکم اثری بهبود یافته از بازی اصلی بود. قرار بر این بود که گرافیک هنری و فنی بازی بالاتر باشد و هرچیزی که تا کنون برای بازی عرضه شده در این ورژن نیز دیده شود. خب مشخص است که در مورد دوم می‌توان با قاطعیت گفت که درست گفته اند و ورژن Scholar همان چیزی است که انتظارش را داشتیم. اگر نقد نسخه ی اول، در واقع دارک سولز ریمستر را خوانده باشید آنجا از این صحبت کردم نسخه ی اصلی بازی، با تمام فوق العاده بودنش در بحث گرافیک فنی در نسل قبل یک افتضاح بود. خب این در مورد قسمت دوم این مجموعه به هیچ عنوان صدق نمی‌کند. نسخه ی دوم در زمان خودش هم اثری قابل قبول و خوبی بود چه در بحث گرافیک فنی و چه در بحث گرافیک هنری با یک اثر به یاد ماندنی طرف بودیم. بنابراین کار سختی برای کمی تغییر نداشتند. نسخه ی Scholar بازی Dark Souls 2 تغییر چشمگیری در گرافیک هنری ایجاد نمی‌‌کند اما به مراتب ضعف های فنی اثر قبلی را بهبود می‌بخشد. بعله اگر قرار بر سخت گیری باشد که “هست” ما خیلی راحت می‌توانیم از کیفیت بافت ها انتقاد کنیم که “می‌کنیم” و آن را یک نقطه ضعف ببینیم که “می‌بینیم” .

 

بررسی بازی Dark Souls 2

من فقط عاشق اینم ، عمری از خدا بگیرم… انقدر زنده بمونم، تا به جای تو بمیرم 🙂

در فیلم Revenant نیز هنگامی که لئو در نقش هیوگلاس از بین درختان و جنگل میگذرد نوع فیلم برداری و کارگردانی آن به قدری زیباست و عظمت محیط و طبیعت را نشانمان می‌دهد که یادمان می رود اصلا شخصیتی به نام هیوگلاس به دنبال انتقام است

 

اگر از بحث گرافیک فنی بگذریم، گرافیک هنری بازی به مراتب وضعیت بهتری دارد. در یک جمله می‌توان آن را یکی از بهترین ها به شمار آورد. به شخصه یکی از مشخصه هایی که در این فرانچایز بسیار تو چشم هست بزرگتر بودن اشیا و محیط نسبت به کارکتر است. بهتر بگویم همان مفهوم کارکتر شهری و معماری محیطی، اگر فیلم Revenant را دیده باشید با این موضوع غریبه نیستید. در واقع وقتی کارگردان می‌خواهد عظمت محیط و کوچک بودن ما در برابر آن را نشانمان بدهد از همچین چیزی بار ها استفاده می‌کند. شاید می‌خواهد این موضوع را به یادمان بیاورد که طبیعت و جهان به قدری بزرگ هست که ما و کار هایی که فکر می‌کنیم بسیار قهرمانانه و بزرگ هستند، در برابر آن مانند حرکت مورچه ایی بر روی درختی تنومند می‌ماند. در فیلم Revenant نیز هنگامی که لئو در نقش هیوگلاس از بین درختان و جنگل می‌گذرد نوع فیلم برداری و کارگردانی آن به قدری زیباست و عظمت محیط و طبیعت را نشانمان می‌دهد که یادمان می رود اصلا شخصیتی به نام هیوگلاس به دنبال انتقام است یا وقتی که لئو در محیط یخ زده از دور به دوربین نزدیک می‌شود به طور کامل میتوان این موضوع رو بارها مشاهده کرد. در بازی Dark Souls 2 و اگر بهتر بگویم در تمام این مجموعه و حتی در بازی هایی مثل Demon’s souls و یا شاهکاری به نام Bloodborne و در آخر اثری ژاپنی به نام Sekiro ، یعنی همان بهترین بازی سال ۲۰۱۹  نیز این موضوع بارها تکرار می‌شود. بعید نیست اگر این را علاقه ی شخصی میازاکی و طراحان بازی بدانیم. موضوعی که بیش از پیش اثر دارک سولز را در بررسی هایش با بهترین کارگردانان فیلم ها قرار می‌دهد‌ آن هم در صورتی که کسانی مثل دیوید کیج در بازی های اخیر خود در برابر این موضوع شکست خوردند اما دارک سولز، اثری که نمونه ی کامل تعریف Video Game به شمار می‌رود، با اعتماد به نفس وارد آن می‌‌شود و در کامل تعجب خیلی ها، سر بلند از آن بیرون آمده و خود را به عنوان ساخته ایی شاهکار در قلب طرفداران جا می‌کند. نباید یادمان برود که میازاکی فقط به عنوان ناظر بر این نسخه حضور داشته اما کاری که کارگردانان این اثر که قبل تر نامشان را بردیم، انجام داده اند بسیار کار بزرگی بوده است!

 

بررسی بازی Dark Souls 2

مرگ از آنچه که میپندارید به شما نزدیک تر است

 

کمی قبل، در ابتدای بررسی از پیش زمینه ی داستانی قسمت اول بازی گفتیم. چیزی که بارها آن را تکرار می‌کنم این است که لطفا از خواندن توضیحات آیتم ها سرسری رد نشوید! خواهش میکنم حتی اگر زبانتان به خوبی کسی که بتواند راحت خودش ترجمه کند نیست، از app ها و برنامه ها برای خواندن این توضیحات استفاده کنید. آیتم ها در بازی دارک سولز همه چیزی هستند که شما برای فهمیدن داستان به آن نیاز دارید. در بررسی نسخه ی قبل گفتم که بازی از شیوه ی روایتی به نام ” مرگ مؤلف” استفاده می‌کند‌(‌اگر این را یک شیوه ی روایت بدانید). بگذارید که این را یادآور بشوم که هر سه نسخه ی دارک سولز و حتی Bloodborne هم کمابیش از همین شیوه اسفاده می‌کنند به جز Sekiro که داستان و روایتی به مانند بازی های خطی دارد. بنابراین توجه به هر نوشته ایی در بازی دارک سولز الزامی است ( البته کم ندیدم کسانی را که داستان دارک سولز را نمی‌دادند و اصلا برایشان مهم نبوده است چون گیم پلی بازی از نظرشان بهترین گیم پلی در بازی های RPG هست و همین به اندازه ی کافی دلیل بزرگی برای تجربه ی سری به شمار می‌رود )

اگر بخواهیم داستان بازی Dark Souls 2 را توصیف کنیم باید بگویم که داستانی به مراتب تراژیک و بسیار زیباست که اگر به دنبال آن باشید امکان ندارد از آن لذت نبرید.

در بازی Dark Souls 2 اما داستان کاملا با نسخه ی سوم و اول فرق دارد. داستان در سرزمینی که آن را Drangleic می نامند رخ میدهد. اما به طور خلاصه چه شده است ؟ در نسخه ی اول که من داستان را در بالا نیمه تمام گذاشتم تا در وقتی دیگر به طور کامل آنرا بازگوکنیم،در پس زمینه ی یک سری سلسه اتفاقات و این که طبیعت همیشه تاریکی و روشنایی را به صورت چرخه تکرار می‌کرد، نتیجه اما چیزی نبود جز پایان عصر آتش و ظهور عصر تاریکی و به تبع آن به قدرت رسیدن furtive که تا آن زمان Dark soul را نزد خود نگه داشته بود! این را باید بدانید که  furtive در اصل Manus Father of The Abyss هست که از هر قطعه ی او نسل انسان به وجود آمده. واضح تر بگویم سه لرد دیگر فقط از نظر شکل(که حتی Nito شبیه انسان هم نیست) به آدم ها شبیه بودند و در ذات بسیار با نسل انسان فرق دارند. Manus می‌دانست که تاریکی همیشه وجود دارد و این نور هست که وجودیتش را از تاریکی می‌گیرد بنابراین شعله ی انتخابی او همان Dark soul خومان هست و نسل انسان از تیکه های آن به وجود آمد تا در آینده این انسان ها باشند که حکومت می کنند. در این حین اما پس از اتفاقات دیگر و نابودی لرد ها، Gwyn خود را فدا می‌کند تا عصر آتش همچنان ادامه داشته باشد. دقیقا کاری خلاف چرخه ی طبیعت. داستان نسخه ی اول شروع می‌شود و آندد انتخاب شده به مانند دیگر آندد هایی که قبل از او بودند به جلو می‌رود و پس از شکست لرد ها و Manus و … در آخر می‌تواند انتخاب کند که عصر آتش را احیا کند یا به لرد تاریکی تبدیل شود. بپردازیم به نسخه ی دوم. در بازی Dark Souls 2 پس از سال ها و ادامه ی چرخه ی عصر آتش و تاریکی و آندد هایی که انتخاب شدند و بعضی از آن ها به لرد تاریکی تبدیل شدند در آخر یک روز کسی به نام Vandrick می آید که عصر آتش را برمی‌گزیند و تبدیل به پادشاهی تنومند می‌شود که مانند شخصیت ما در نسخه ی اول، تمام لرد های قبل از خود را شکست داده و اکنون به روح ها دسترسی دارد. برای آن که خیلی داستان را توضیح ندهیم، خلاصه ی داستان آن است که Nashandra که ملکه باشد پادشاه را فریب میدهد( گویی Nashandra از بقایای Manus که در نسخه ی اول او را شکست دادیم به وجود آمده ) و در این بین نیز Vandrick برای اینکه از ماهیت و ذات ملکه ی خود با خبر شده، خود را زندانی می‌کند تا ملکه به روح ها  و قدرت دسترسی نداشته باشید. در نتیجه روز به روز به تعداد Undead ها اضافه می‌شود و باری دیگر یک آندد انتخاب می‌شود : ما ! کار ما در بازی این است که به دنبال رفع نفرین خود باشیم و به مانند نسخه ی قبل باید روح هایی که به دست بعضی از باس ها رسیده را جمع کنیم و بعد هم ادامه ماجرا ها رخ میدهد که اسپویل نمی‌کنیم. اگر بخواهیم داستان بازی Dark Souls 2 را توصیف کنیم باید بگویم که داستانی به مراتب تراژیک و بسیار زیباست که اگر به دنبال آن باشید امکان ندارد از آن لذت نبرید. اتفاقاتی که افتاده است و یا می افتد و واضح تر بگویم تایم لاین در سری سولز به قدری مرموز و زیباست که از ذره ذره ی آن لذت می‌برید. چیزی که بازی Dark Souls 2 را از نظر داستانی نسبت به قسمت اول متمایز می‌کند اما پایان بندی آن است! وجود یک پایان دیگر برای بازی نسبت به قسمت اول، خود عاملی برای گمانه زنی های جدید را پایه گذاری می‌کند.

 

بررسی بازی Dark Souls 2

بهترین محافظ Vandrick ! ساخته شده به دست برادر پادشاه.

چه مواقعی که که از این مرگ ها درس گرفتیم و بار ها و بارها برای شکست یک باس تلاش کردیم و پس از پیروزی با ذکر ناسزاهایی که عرق شرم را بر پیشانی هرکسی می‌نشاند به استقابل خوشحالی نرفتیم.

 

از بخش بررسی داستان بازی که بگذریم می‌رسیم به سختی بازی و گیم پلی و در آخر هوش مصنوعی : طبیعتا همه شما می‌دانید که مجموعه ی دارک سولز به خاطر سختی غیر قابل انکارش شناخته می‌شود. خلاصه ی مطلب آن است که در شماره ی دوم این مجموعه یعنی بازی Dark Souls 2، در بعضی موارد نسبت به نسخه ی اول سختی کمتری را در پیش رو دارید. گرچه که DLC هایی که برای بازی عرضه شدند و در ورژن Scholar آن هارا تجربه می‌کنید حتی از نسخه ی اول به طور کامل سخت تر هستند اما چیزی که که در مجموعه ی دارک سولز برای همگان آشکار شده است لذت دیدن YOU DIED است! چه بسا در نبرد با باسی تنومند و در آخر هنگامی که کم مانده بود با یک ضربه باس را بکشتیم، ناگهان این ۲ کلمه بر روی نمایشگرمان ظاهر شده و از شدت عصبانیت خود را به در و دیوار نزدیم! چه مواقعی که که از این مرگ ها درس گرفتیم و بار ها و بارها برای شکست یک باس تلاش کردیم و پس از پیروزی با ذکر ناسزاهایی که عرق شرم را بر پیشانی هرکسی می‌نشاند به استقابل خوشحالی نرفتیم. کم نیست از این اتفاقات! این دارک سولز هست! بازی ایی که لحظه لحظه اش صحنه ی درس گرفتن از قدم های قبلی و برنامه ریزی برای قدم های بعدیست. حتما با خودتان گفته ایید که : ” هی مرد تاپیک رو به ستایش نامه تغییر بدی بهتر نیست ؟‌” باید بگویم که حق دارید اما کمی صبر پیشه کنید. در مبارزات، بازی Dark Souls 2 کما‌بیش همان چیزی را می‌بینیم که در نسخه ی اول شاهدش بودیم. البته که گیم پلی بازی بسیار روان تر شده و اکنون لذت بیشتری از آن می‌برید. تغییر بزرگی در مجازات مرگ داده نشده همچنان روح هایتان را از دست می‌دهید اما یک چیز تغییر کرده است! در نسخه ی اول مصرف آیتم Humanity برای برگشت به حالت انسانی و استفاده از summon ها بود! در این نسخه اما هر بار که مرگ را تجربه کنید خط سلامتی یه به عبارتی Max Hp شما کاهش پیدا می‌کند و تا ۵۰ درصد نیز پیش می‌رود این تغییر بزرگی است زیرا آیتم Human Effigy که معادل همان آیتم Humanity در نسخه ی قبل است تعدادش بسیار کم تر از دفعات مرگ شماست. بنابراین در بازی حلقه ایی تعبیه شده تا این مجازات Max HP را از ۵۰ درصد به ۲۵ درصد کاهش بدهد پس حتما یکی از حلقه هایی که استفاده می‌کنید همین Ring هست. بخش آنلاین بازی هم در نسخه ی Scholar بهبود هایی یافته و تجربه ی بسیار بهتری ارائه می‌دهد.

 

بررسی بازی Dark Souls 2

سختی بازی به قوت خود همچنان باقیست هرچند به دلیل Level up سریع تر نسبت به نسخه ی قبلی، اکنون باس ها آسان تر هستند.

نکته ی بعد آن است که اگر در یک منطقه بارها و بارها برای فارم دشمنان را بکشید بعد از مدتی دیگر مثل نسخه ی گذشته آنها Respawn نشده و برای همیشه ناپدید میشوند

 

بیشترین تعداد فلاسکی که در نسخه ی قبلی می‌توانستید در اختیار بگیرید یادتان هست؟ درست است ۲۰ عدد . در این نسخه اما بیش از ۱۲ تا نمی‌توانید با خود فلاسک حمل کنید. علاوه بر این مورد سرعت ریکاوری HP شما هنگام مصرف از فلاسک ها نیز کمتر شده و در یک چشم بر هم زدن خط سلامتی شما برنمی‌گردد و به تدریج این عمل اتفاق می افتد. از آن بگذریم میرسیم به حمل ۶ سلاح برای شخصیت! خب خبر خوبی است یا بد ؟ باید بگویم این را خودتان تعیین می‌کنید. وزن حمل برای شخصیت شما فاکتور بسیار مهمی است بنابراین باید نگران این موضوع باشید که نکند به قدری سنگین شوید که نتوانید غلت بزنید و سخت راه بروید! در قسمت قبل ما محدودیت هایی در استفاده از اسپل ها داشتیم که در این نسخه با استفاده از یک سری آیتم که حکم Mana را در بازی های دیگر دارند، میتوانید یک بازیابی خوب برای جادو داشته باشید. البته که حمل ۴ حلقه را نباید یادمان برود! نکته ی بعد آن است که اگر در یک منطقه بارها و بارها برای فارم دشمنان را بکشید بعد از مدتی دیگر مثل نسخه ی گذشته آنها Respawn نشده و برای همیشه ناپدید می‌شوند. گرچه آیتمی در بازی وجود دارد به نام Bonfire Ascetic که حکم New Game + را در همان ابتدای بازی دارد و منطقه یک بار کامل بارگزاری می‌شود ، یعنی علاوه بر باس منطقه و یسری آیتم خاص، دشمنان نیز دوباره برمی‌گردند. در آخر خود New Game + نیز حاوی تغییراتی شده و دیگر فقط باس ها نیستند که قوی تر می‌شوند و فانتوم ها نیز حضور فعالی در بازی دارند و آیتم های و حلقه های خاصی فقط در این حالت در دسرس هستند. مشخص هست که ارزش تکرار بازی بسیار بسیار بالاتر رفته است. یکی دیگر از نکات مثبت بازی استراتژِی موثر برای زدن بعضی باس های به شدت سخت بازی نظیر استفاده از ابزار های محیطی است. در اخر باید گفت که سرعت لول آپ شدن در بازی به شدت بالاتر از نسخه ی قبلی است که باعث می‌شود شخصیت شما در اوایل بازی به اندازه ی کافی قدرت برای باس فایت ها داشته باشد. این به معنی کمتر شدن چالش باس هاست اما به معنی از بین رفتن چالش هم هست ؟ قطعا خیر!

در بخش آخر می‌رسیم به طراحی دشمنان، محیط و باس ها و موسیقی! از نظر طراحی دشمنان و باس ها که همه چیز گویای ماجرا هست! دارک سولز هست و طراحی دشمنان و باس هایش که یکی از یکی بهتر طراحی شدند. طراحی محیط نسبت به شماره ی  قبلی این مجموعه یک نکته ضعف بزرگ دارد. در این نسخه Travel به بازی اضافه شده که قطعا به یاد دارید پس از به به درجه ی LordVessel رسیدن در نسخه ی قبلی قابلیت Travel به صورت محدود آزاد شد. این نکته در بازی Dark Souls 2 باعث میشه بیش از پیش منتظر پیوستگی مناطق باشیم و مانند نسخه ی قبل از Firelink Shrine به خیلی از مناطق بازی راه پیدا کنیم و دوباره به نقطه ی آغاز برگردیم اما در اثری که اکنون در حال بررسی آن هستیم اینگونه نیست و متاسفانه نبود میازاکی کاملا این مورد رو آشکار میکنه که پیوستگی محیط و شرایط جوی و دشمنان باعث به وجود آمدن یک تناقض واضح در این اثر پیش رو می‌شود. در مورد موسیقی بازی به عنوان بخش پایانی باید گفت که موسیقی بازی در باس فایت ها هرچقدر هم خوب هست اما به خوبی نسخه ی اول نیست . در هر صورت قطعه ایی مثل Majula نشان می‌دهد که ساکورابا در کنار کیتامورا برای بازی کم نذاشته اند.

 

بررسی بازی Dark Souls 2

قد و بالای تو رعنا رو بنازم : دارک سولز بدون اژدها که دارک سولز نیست!

 

جمع بندی

نحوه ی روایت تا داستانی به تاریکی غم ها و روشنی شعله های آتش و آنگاه که تاریکی از پس زمینه ی داستان با دستانی باز شعله ی امید را در آغوش می‌کشد

بازی Dark Souls 2 در نهایت در خیلی از موارد بهتر از عنوان قبلی ظاهر می‌شود و در خیلی از موارد هم نسبت به پدر خود کم کاری می‌کند. بازی Dark Souls 2 به همه نشان میدهد که یک بازی چطور میتواند با بخش داستانی بیش از چندین و چند ساعت محتوا عرضه کند و ارزش تکراری به شدت بالا داشته باشد. بازی Dark Souls 2 بدون شک یکی از بهترین اثر های RPG ساخته شده به دست بشر هست و این کار وقتی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که میدانیم میازاکی در نقش کارگردان حضور نداشته و چیزی که برای همه نمایان می‌شود تنها آن است که فرمول موفق دارک سولز برای سال ها موفق خواهد ماند. تمام مواردی که در بالا از آن ها نام بردیم، از نحوه ی روایت تا داستانی به تاریکی غم ها و روشنی شعله های آتش و آنگاه که تاریکی از پس زمینه ی داستان با دستانی باز شعله ی امید را در آغوش می‌کشد و شخصیت خسته ایی که بدنبال هدفی پوچ سر به دنیا میگذارد تا قهرمانی باشد بر این جهان تاسف بر انگیز اما میدانیم که مهم نیست! میدانیم که برای هیچکس مهم نیستیم و به مانند این دنیا فقط ما هستیم که خط زندگی خود را می‌کشیم. انتخاب با ما هست که این نقاشی ما یک اثری شگفت انگیز باشد یا به زشتی موجودات داخل دانجن های دارک سولز.

بررسی با توجه به نسخه ی PS4 صورت گرفته است.

” در آخر باهم قطعه ی Majula یکی از بهترین ساندترک های بازی رو بشنویم”

 

امتیاز NPCBot: 9.3
ثبت امتیاز: 1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
میانگین امتیازات کاربران: 10٫00 (1 رای)

نقات قوت

نقات ضعف

تگ ها
منبع: NPCBOT
مطالب مرتبط
ارسال دیدگاه
دیدگاه های کاربران (بدون دیدگاه)