جدال مرگ و زندگی : بررسی بازی Vampyr

امیر یکتا نویسنده: امیر یکتا 13 مارس 2020 ساعت 12:14
مقالات معرفی و بررسی

امروز قصد بررسی بازی Vampyr را داریم، عنوانی که در سال ۲۰۱۸ در لباس یک بازی AAA نقش آفرینی منتشر شد و سازنده ی آن نیز کسی نبود به جز Dontnod. با ما همراه باشید.

تقریبا اکثر ما با یکی از ساخته های Dontnod آشنا هستیم و یا حداقل اسم آن را شنیده‌اییم، از مجموعه Life is Strange گرفته یا Remember Me، که بعضا آثار درخشان و خوبی بودند، این استودیو به ساخت یک اثر کاملا متفاوت مشغول شد تا اینکه خبر معرفی بازی Vampyr آمد. عنوانی با تم خون آشامی و در لندن ویکتورایی که شما را در نقش یک دکتر به نام جاناتان رید میگذارد و همینجاست که پتانسیل داستانی بازی Vampyr خود را نشان می‌دهد چرا که تقابل قسم پزشکی با ذات یک خون آشام کاملا در تضاد است. متاسفانه یا خوشبختانه دقیق نمی‌دانم اکثر بازی هایی که در این نسل و خصوصا در این ۳ سال اخیر منتشر شده اند سعی در پیش گرفتن راه ژانر نقش آفرینی کردند. کمتر بازی ایی را پیدا می‌کنید که اثری از المان های نقش آفرینی در آن نباشد از بازی هایی مثل Assassin’s Creed Odyssey که رسما یک بازی نقش آفرینی شده است بگیرید تا بازی Shadow of Tomb Raider و غیره و غیره، تعریف سبک نقش آفرینی خود یک چیز است و تعریف المان های نقش آفرینی چیز دیگر. متاسفانه وقتی بازی ها به سمت نقش آفرینی شدن پیش رفتند بعضی ها ندانسته باعث ایجاد تفکر های غلط در ذهن گیمر ها شدند. مثلا یادم است از شخصی در مورد نقش‌آفرینی پرسیدم و او اینگونه جواب داد ” همین که زره و اسلحه عوض میکنی دیگ مثلا میگیری روی اسلحت جادو و اینا میزاری”  و اینجا بود که لبخندی تلخ بر لب من نشست و صد ها واژه و جمله ی رکیک به کسانی که این تعاریف را به وجود آورند فرستادم ( پچ پچ حضار ) بعله درست است که المان های نقش آفرینی شامل این موارد می‌شود اما سبک نقش آفرینی بیشتر حتی در ارائه ی پیچش داستانی و رمز و راز و صحبت کردن در قالب شخصیتی دیگر است. نقش آفرینی در قالب زندگی درون آن شخص است. هرچند در این زمان قصد ما به هیچ عنوان بررسی سبک نقش آفرینی نیست پس قبل از اینکه بیشتر خسته شوید به بررسی بازی Vampyr می‌پردازیم.

 

بررسی بازی Vampyr

جاناتان آرزو می‌کرد که همه ی این ها فقط یه کابوس باشه!! آرزویی که هیچوقت محقق نشد.

 

نقطه ی قوت اثر پیش رو بدون شک داستان و تعداد بسیار زیاد ماموریت های فرعی و کاراگاهانه برای تحقیق در باره ی حداقل ۶۰، Npc بازی است! نمونه ی بارز یک بازی نقش آفرینی رو می‌توان در تک تک انتخاب های شخصیت های پیش رو دید که بعضا تاثیر کاملا بسزایی در روند اتفاقات و سلسله مراتب آن می‌گذارند. جاناتان رید، دکتری در جنگ جهانی اول در جبهه ی بریتانیا است و به دلیلی نامعلوم به یک خون آشام تبدیل شده. در همان ابتدای بازی Vampyr مارا با یک توئیست داستانی غافل گیر می‌کند و دقیقا از همین نقطه ی شروع، ما وارد جدالی بی رحمانه می‌شویم. آیا جاناتان می‌تواند عطش خود را برای رسیدن به خون دفع کند و به قسم پزشکی خود وفادار باشد؟ جواب این سئوال یک بعله ی قاطعانه است. بازی شمارا مجبور به کشتن NPC ها نمی‌کند. اگر بخواهید می‌توانید بازی را بدون حتی به قتل رساندن یکی از این شخصیت های بازی به اتمام برسانید. پس مشکل کجاست؟ در اثر پیش رو شما یک خون آشام هستید و ومپایر ها به خون نیاز دارند بنابراین اگر بخواهید بدون استفاده از خون شخصیت ها خط داستانی را به اتمام برسانید، بازی تقریبا عذاب آور و به شدت سخت شده و در نهایت شما را قانع می‌کند که از NPC ها تغذیه کنید. چیزی که برای من بسیار جذاب بود همین جدال و ستیز ما و سیستم بازی برای سالم نگه داشتن جاناتان هست.

نقطه ی قوت اثر پیش رو بدون شک داستان و تعداد بسیار زیاد ماموریت های فرعی و کاراگاهانه برای تحقیق در باره ی حداقل ۶۰، Npc بازی است!


نکته ی حائز اهمیت در شخصیت پردازی جاناتان این است که او حتی به خون آشام ها اعتقاد هم نداشته، در طول زندگی اش سعی کرده به تک تک انسان های بیمار خدمت کند و ناگهان!؟ تمام! بلند می‌شود. خود را در گودالی می‌یابد و دیگر چشمانش به جز یک سری موجود پر خون چیزی نمی‌بیند. اگر بخواهیم از روایت داستانی حرف بزنیم، روایت می‌توانست بسیار بهتر باشد. مثلا در ابتدای بازی و با به دست گرفتن کنترل جاناتان، در همان ابتدا مجبور می‌شویم در مبارزات گوناگونی شرکت کنیم که با شخصیت جاناتان در تضاد است. نمی‌شود یک نفر که تا کنون هیچ کسی را نکشته یک روز بیدار شود و دست به کشتن و قتل بزند و انگار نه انگار که این کار کاملا با منطق چیده شده ی خود بازی در تضاد است. حرف مبارزه شد، بزگرترین مشکلات بازی دقیقا در مبارزاتش هستند.

 

بررسی بازی Vampyr

لندن ویکتورایی بسیار زیبا ساخته شده است هرچند به زیبایی شهری خیالی به نام یارنام نمی‌رسد اما همین که سازندگان سعی کردند حال و هوای بریتانیای آن موقع را به تصویر بکشند باید از آنان تقدیر کرد.

خون در بازی حکم همان XP را در عناوین نقش آفرینی دارد و با آن می‌توان از درخت مهارت ها استفاده کرد. با توجه به اینکه جاناتان یک خون آشام هست بنابراین انتظار قدرت های ماورالطبیعه هم می‌رود.


بازی Vampyr تقریبا یک بازی کارآگاهانه است و از قبل هم مشخص بود که استودیوی Dontnod با ساخت آثاری مثل Life is Strange که اثری تعاملی است کاملا توانایی پرداخت داستانی و کارآگاهی در یک عوان را به صورت جدی می‌تواند دنبال کند و اکنون دقیقا شاهد آن هستیم. Vampyr در اجرای اهدافش موفق بیرون می‌آید. وجود ۴ منطقه با ۱۵ انسان در هر کدام از آن ها، باعث شده که جاناتان و به تبع ما در شرایط سختی قرار گرفته تا در این صحنه ی انتخاب، درست و غلط را تشخیص بدهیم و سعی کنیم آن طور که دوست داریم روند داستانی را جلو ببریم و ان پایانی که لایقش هستیم را ببینیم. هر شهر از یک سطح سلامتی برخوردار است که با به قتل رساندن هر NPC ، از مقدار حداکثری آن کاسته خواهد شد. علاوه بر این موضوع، هر NPC دارای مقداری کیفیت خون می‌باشد که با سطح بیماری آن نزول می‌کند. جاناتان می‌تواند داروی مخصوص هر فرد را درست کند و سطح پایداری شهر مذکور را بالاتر ببرد یا اینکه بعد از سالم شدن فرد و تناسب کیفیت خون، به تغذیه از او بپردازد. این موضوع نیز کاملا روشن است که استودیوی سازنده با دلایل فراوانی باعث شده تا انتخاب کردن بین مرگ و زندگی هر شخصیت فرعی کلی زمان بر باشد. مثلا پیرزنی با کیفیت خون پایین وجود دارد که یک پاسش لب گور است و از آن طرف جوانی با کیفیت خون بالا و امید به زندگی ! در سمت دیگر دزدی با کیفیت خون پایین و فردی نیکوکار با کیفیت خون بالا! همه و همه باعث شده اند تا همیشه حالتی از پشیمانی و دو دستگی در شما ایجاد شود و دقیقا به انتخاب خود مطمئن نباشید.

در بخش دیگر موضوع اما هر NPC داستانی دارد و روابط بین این مردم با صحبت کردن، انتخاب دیالوگ، فالگوش ایستادن ، دزدکی تماشا کردن آن ها و غیره و غیره افشا می‌شود که در نتیجه ی آن کیفیت خون هر کدام از این شخصیت ها به مراتب بالاتر می‌رو و شما نیز متوجه داستان پشت اکثر اتفاقات روزمره می‌شوید از جمله ارتباط شخصیت ها با یک دیگر. خون در بازی حکم همان XP را در عناوین نقش آفرینی دارد و با آن می‌توان از درخت مهارت ها استفاده کرد. با توجه به اینکه جاناتان یک خون آشام هست بنابراین انتظار قدرت های ماورالطبیعه هم می‌رود. باید بگویم من به شدت از این قدرت ها لذت بردم هرچند برای آزاد سازی همه ی آن ها به Blood زیادی نیاز هست و این یعنی کشته شدن هرچه بیشتر NPC ها. با به قتل رساندن تمام مردم یک شهر، شهر به نابودی و انزوا کشیده می‌شود و پایداری آن تا کمترین حالت ممکن می‌رود. در این صورت درست است که شما مقدار زیادی خون برای ارتقا بدست آورده ایید اما دشمنان بازی قوی تر شده اند و در جای جای منطقه می‌توان آن هارا پیدا کرد. چهره ی جاناتان به میزانی که Blood بدست می آورد تغییر می‌‌کند و اگر این کار را به مراتب متعدد انجام بدهید چهره ی جاناتان دیگر یک دکتر دوست داشتنی نیست!! قابل ذکر است که جاناتان قابلیت تبدیل شدن به یکی پر قدرت ترین خون آشام های داخل بازی را دارد که جدا از کسی که اورا خون آشام کرده و جدا از توئیست های داستانی، بیشتر مربوط به همین درخت مهارت هاست. خون آشام های دیگری نیز داخل بازی حضور دارند و مثل همیشه طبقه بندی شده اند از سلطنتی ها تا خون آشام های عادی! اینکه جاناتان خون کدام دسته را در وجودش دارد یک اسپویل است! پس آنرا بازگو نمی‌کنیم.

 

بررسی بازی Vampyr

در سمت چپ سطح پایداری( سطح سلامت) را مشاهده میکنید و نمایی کلی از NPC های شهر دوم

 

شاید اگر بازی Vampyr فاقد بخش مبارزات بود با تجربه ی بدون نقص تری طرف بودیم که این موضوع قطعا باعث از دست دادن مخاطب عام می‌شد. ثانیا که همین الان هم کمتر کسی رو پیدا میکنم که به تجربه ی بازی Vampyr پرداخته باشد. در هر صورت اتمسفر بسیار نفس گیر بازی با آن محیط غم زده و بیمارگونه ی لندن و در طرف مقابل موسیقی حیرت انگیز آن که در جای جای بازی پخش می‌شود همه و همه از دلایل تجربه ی این عنوان حداقل برای یک بار به شمار می‌روند. حرف از موسیقی بازی آمد. باید بگویم که در یک کلمه موسیقی بازی فوق العاده است. شیمی خیلی خوبی بین Soundtrack ها و فرم کلی بازی برقرار است و به هیچ عنوان نمی‌توان مانع کمک شایان موسیقی ساخته شده به درک کلی محیط شد. 

شاید اگر بازی Vampyr فاقد بخش مبارزات بود با تجربه ی بدون نقص تری طرف بودیم که این موضوع قطعا باعث از دست دادن مخاطب عام می‌شد.


در بخش مبارزات، با وجود کمک های فراوان و قابلیت های ریز و درشت از قدرت های ماورالطبیعه اما در نهایت باز هم سیستم مبارزات آن چنان خوش ساخت نیست! جاناتان بر خلاف بخش کارآگاهی خود در مبارزات همچون یک چلمن ( بخوانید چولمن‌) می‌ماند. از این که بگذریم هوش مصنوعی بازی واقعا فاجعه است. بعضی وقت ها دشمنان فقط در حال نگاه کردن به شما هستند! تنوع دشمنان نیز در جایگاه مناسبی برخوردار نیست و در کل سیستم هر کدام از آن ها هم و کاری که می‌کنند تاثیری در رفتار شما ندارد. جلو می‌روید با اسلحه چندین ضربه میزنید دو سه تا قابلیت فعال می‌کنید و نفر بعدی. خون از دست می‌دهید می‌نوشید و باز نفر بعدی. تقریبا برای یک بازی نقش آفرینی مبارزات اصلا جالب از آب در نیامده اند. کما اینکه ما کاملا درک می‌کنیم استودیو Dontnod تا به حال تجربه ی ساخت هیچ اثر نقش آفرینی ایی را نداشته است.

 

بررسی بازی Vampyr

درخت مهارت بازی کاملا وابسته به خون های دریافتی است.

 

در بخش مبارزات باید یادآور شوم که بازی Vampyr هیچ گونه ادعایی در این زمینه ندارد و اگر دنبال اکشن سریع هستید باید امیدتان را نا‌امید کنم. مهم ترین عامل در تجربه ی بازی Vampyr بدون شک علاقه ی شما به خون آشام ها و تم ومپایری و یک بازی خون آشامی دارد، اگر از دوست داران اتمسفر نفس گیر و شهر مه گرفته با غم هستید عنوان پیش رو کاملا برای شما مناسب است. در بخش بعدی باید این نکته گفته شود که میمیک چهره ی جاناتان و تقریبا اکثر شخصیت ها در انتقال حس به بازیکن اصلا خوب نیست. در مواقعی انیمیشن های آن ها و حرکت بدن جاناتان و یا حالات چهره ی آن، به قدری مسخره به نظر می‌آید که شما را به خنده وا می‌دارد. از نظر گرافیک بصری بازی خوب عمل کرده درست است که در بازی Vampyr تکسچر ها در حد و اندازه ی بازی های بزرگ نیستند، درست است که گرافیک هنری بازی یک شاهکار نیست اما مگر همه ی بازی ها باید شاهکار باشند؟‌ آیا عنوانی قابل قبول و خوب جایی در بین گیمر ها ندارد؟ حقیقت موضوع این است که گرافیک هنری بازی Vampyr به واسطه ی ساخت شهر لندن و ساخت یک پتانسیل داستانی فوق العاده در آن به قدری خوب از آب در آمده که امکان ندارد از این موضوع لذت نبرید. هرچند در بخش گرافیک فنی بازی مشکلاتی دارد که می‌توان از آن ها گذشت.

مهم ترین عامل در تجربه ی بازی Vampyr بدون شک علاقه ی شما به خون آشام ها و تم ومپایری و یک بازی خون آشامی دارد،


در بخش دیگر بعضی از باس فایت های بازی خوب هستند و بعضی دیگر نه! در بخش مبارزه که همه ی آن ها چنگی به دل نمیزنند اما در بخش داستان و شخصیت پردازی با موضوع متفاوتی طرف هستیم. باس فایتای بازی به ۲ دسته ی پرداخت شده و پرداخت نشده تقسیم می‌شوند. به این گونه که مثلا از بین ۱۰ تا باس فایت بازی کمتر از ۴ عدد آن ها پیش زمینه ایی روشن و واضحی دارندو مابقی این دسته، ما نیازمند پیدا کردن نامه ها و فایل ها برای فهمیدن اطلاعت ناقص و کامل از زندگی آن ها هستیم.در بخش ارتقا ها باید گفت که بازی Vampyr کار خود را به خوبی انجام داده، درست است که مبارزات بازی فوق العاده نیستند اما به شما تضمین میدم برای ارتقای اسلحه ها و مهارت هایتان بسیار هیجان زده خواهید شد.

 

نقد و بررسی بازی Vampyr

نقشه ی پیش رو برای همچین بازی ایی واقعا بزرگ است

جمع بندی

حقیقت تلخی است اما اکنون بیشتر گیمر ها دنبال اسم های بزرگ هستند نه بازی های بزرگ.


به طور خلاصه بازی Vampyr یک بازی نقش آفرینی دوست داشتنی با داستانی جذاب، روایتی قابل قبول، سیستم انتخاب دیالوگ فوق العاده ،‌بخش کارآگاهی جذاب، توئیست های داستانی فراوان، گرافیک هنری و اتمسفر فوق العاده عالی و موسیقی حیرت انگیز است که در بخش مبارزات کم و کاستی های به شدت انکار ناپذیری دارد. استودیوی Dontnod با قبول یک ریسک بزرگ و یک چالش، با خلق یک IP جدید و یک بازی جدید که کاملا با ساخته های قبلی او فرق دارد، چنان از این راه سر بلند بیرون آمده که نمی‌شود به او تبریک نگفت. هرچند بازی Vampyr در بهترین حالت یک نقش آفرینی خوب است و حتی نزدیک واژه ی عالی هم نمی‌شود اما تجربه ی این بازی برای هرکسی که ذره ایی به ژانر نقش آفرینی علاقه مند است واجب و جزئی از اولین های یک لیست خرید است. متاسفانه این بازی های مستقل مانند بازی های AAA پر هزینه معروف نمی‌شوند و اینگونه نیست که همه از آن ها صحبت کنند. حقیقت تلخی است اما اکنون بیشتر گیمر ها دنبال اسم های بزرگ هستند نه بازی های بزرگ. یادم است همیشه در TOP 5 های زندگیم از ۲ عنوان یاد میکردم و  میکنم ؛ بازی ایی به نام Limbo و بازی ایی به نام Inside ! هر دوی این بازی ها هم توسط استودیوی Playdead ساخته شده اند آن هم به طور مستقل! یا میتوان از بازی Celeste نام برد. همه ی این هارو می‌گویم تا مهر تاییدی بزنم بر این موضوع که به پیر به پیغمبر بازی هایی که اسم های بزرگی پشتشان نیست دلیلی بر بد بودن آن ها به شمار نمی‌رود. خیلی از بازی ها مثل همین اثر پیش رو یعنی بازی Vampyr هستند که به بهترین حالت ممکن تعریف یک بازی نقش آفرینی رو به ما نشان میدهند و قسم میخورم اگر و فقط اگر کمی مبارزات بازی زیباتر و جون دار تر کار می‌شد حتی لایق گرفتن نمره ی ۹ هم بود. سر انجام امیدوارم که در سال های آینده، عناوین زیادی منتشر شوند که فارغ از هدف تجاری، برای خلاقیت و ایده باشند. تقریبا به جز بازی های مستقل در کمتر بازی ی AAA ایی می‌توان این ایده ها را دید چرا که همیشه موضوع تجارت و پول سازی در صنعت گیم مطرح هست. 

 

امتیاز NPCBot: 8.5
ثبت امتیاز: 1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
میانگین امتیازات کاربران: 0٫00 (0 رای)

نقات قوت

نقات ضعف

تگ ها
منبع: NPCBOT
مطالب مرتبط
ارسال دیدگاه
دیدگاه های کاربران (بدون دیدگاه)