نقد و برسی بازی ELEX : کهنه اما زیبا ، گشوده اما پنهان

محمد برادران نویسنده: محمد برادران ۱۶ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۰۰
نقد و بررسی

بازی ELEX دقیقا جایی است که دل خیلی از افراد به رنج می آید. این بازی فقط به خاطر گرافیک فنی پایین خود مورد استقبال قرار نگرفت و خیلی ها این بازی را کوبیدند در حالی که در یک بازی خیلی مسائل دیگری ملاک است که متاسفانه کسی در نقد بازی به ان توجه نکرده است و فقط به گرافیک فنی بازی اهمیت زیادی داره است. در این نقد و برسی می خواهم بازی ELEX را به صورت درست مورد نقد و برسی قرار دهیم. با npcbot و نقد و برسی بازی ELEX همراه باشید.

واقعاً بعضی وقت‌ها آدم عصبانی می‌شود که افرادی که مطلع نیستند و همیشه همه‌چیز را از روی ظاهر و کمیت‌ها قضاوت می‌کنند باعث گمراهی مردم می‌شوند وقتی‌که من هم می‌فهمم که بازی‌های که به خاطر اینکه کوچک بودند و بازی‌هایی که آن‌قدر نمی‌توانند خود را نشان بدهند به خاطر همین مشکلشان زیاد هم موردتوجه قرار نمی‌گیرند. بازی‌هایی که به خاطر کوچک بودنشان هر طور که می‌خواهند درباره‌ی آن‌ها قضاوت می‌کنند. وقتی‌که نمرات و نقدهایی که از یک بازی می‌کنند اصلاً با واقعیت همخوانی ندارد و آن بازی‌ها هم به خاطر قدرت نداشتن در ارائه کردن باعث می‌شوند ما حرف این آدم‌ها که نمراتی را می‌گویند که البته شاید ازنظر آن‌ها به این‌گونه بیاید ولی آن‌ها این را نمی‌دانند که با نقدی که آن‌ها در سوی خودشان  انجام دادن باعث می‌شوند که یکی از بهترین بازی‌ها را کسی تجربه نکند و از دست بدهند.

 امروز من این بازی را برایتان با جزیات نقد می‌کنم تا به شما بتوانم به‌نوعی کل بازی را به شما برسانم. آن‌هم برای این است که این بازی به خاطر نمراتی که از آن بیرون آمده  افراد زیادی آن را جدی نگرفتند و آن‌ها را از دست دادند. برای همین هم من این نقد را نوشتم تا به این افراد بگوییم هیچ‌وقت یک بازی را این‌گونه فقط با نمراتش قضاوت نکنید. چون با این کار باعث می‌شوید که خودتان یکی از بهترین بازی‌ها را از دست بدهید. بازی‌ای که اگر آن را تجربه نمی‌کردم قطعاً یکی ازدست‌رفته‌هایم در سال ۲۰۱۷ بود بازی‌ای که با سبک نقش‌آفرینی فوق‌العاده‌اش ، نبر های فوق سخت ، کشت و گذاری بی‌حد زیبا و آمیخته به جنگ.

افرادی که نقش‌آفرینی بازی می‌کنند قطعاً با ساخته‌های Piranha Bytes آشنا هستند مانند بازی‌های  Gothic و Risen  و می‌دانند که این بازی‌ها چگونه بازی‌ای هستند و ارزش تجربه‌ی این بازی‌ها را می‌فهمند. اما امروزه منتقدینی هستند که با گذاشتن مطالبی که بر پایه هیچ اصولی بنا نشده این بازی‌ها را می‌کوبند. منتقدینی که تمام بازی را در گرافیک و انیمیشن‌ها می‌بینند و به‌طورکلی معانی بازی و بازی کردن را فراش کردند. قرار نیست ما یک بازی را فقط به خاطر گرافیک ضعیفی که دارد بکوبیم و نکات خوبش را نبینیم. این منتقدین اصلاً با این سبک بازی‌ها آشنایی ندارند مثل کسانی که فقط به‌ظاهر یک‌چیز اهمیت می‌دهند و برایشان چیزهای دیگر مهم نیست. درسته بازی ELEX ازنظر گرافیکی کمی مشکل دارد و کمی هم در انیمیشن‌هایش مشکل دیده می‌شود ولی آیا واقعاً باید یک بازی را فقط از روی گرافیک قضاوت کرد؟ این افراد دقیقاً مثل افرادی می‌مانند که هرچقدر هم از بازی Zelda برایشان می‌گوییم. ولی بازهم به خاطر گرافیک به این بازی بها ندادند. خب ما نمی‌گوییم همه‌ی سلیقه‌ها مثل هم باشد و همه مثل هم‌فکر کنند و از این نوع بازی‌ها خوششان نیاید. ولی وقتی کسی که ‌بازی‌های اکشن سروکار دارد هرگز معنی یک بازی نقش‌آفرینی را نمی‌فهمد و در بازی نقش‌آفرینی هم دنبال همان نکات قدیمی قبلی که در بازی اکشن جستجو می‌کرد می‌گردد و به خاطر این‌که یک هم‌چین ویژگی‌هایی نمی‌تواند ببیند این بازی‌ها را می‌کوبند. دقیقاً همین کاری که دارند بازی ELEX می‌کنند و آن را به‌شدت تمام می‌کوبند.

منتقدین به طور کلی با THQ Nordic مشکل دارند.

البته منتقدین به‌طورکلی با  THQ Nordic مشکل‌دارند و از وقتی‌که THQ قدیمی نابود شد. منتقدین خیلی مشکل پیدا کردند و آن از دارک سایدرز ۳ و آن از Generation Zero و این هم از ELEX که دیگر همه‌چیز گویا است و نیازی نداریم که بگوییم بعضی افراد به‌طورکلی با این بازی‌ها مشکل‌دارند و خوب این بازی‌ها هم به علت اینکه زور و توان بازی‌های برتر و بزرگ را ندارند تا ثابت شوند با همان نقدهای معمولی که می‌شود به‌طورکلی از دیدگاه خیلی‌ها بد می‌شوند و به کنار می‌روند و می‌سوزند. ولی من خوشبختانه جز این افراد نبودم و می‌توانم بگوییم که بازی ELEX یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌ها است و قصد دارم در این مقاله کامل به شما هم همین موضوع را بفهمانم که این نوع بازی‌ها بد نیستند و فقط به‌سرعت توسط مردم و گیمر ها مورد قضاوت قرارگرفته‌اند. اما به لطف بعضی افراد که این‌گونه نیستند و از بازی چیزی سر درمی‌آورند و به‌طور کامل نکته‌بین هستند و می‌دانند که باید به هر بازی چگونه نگاه کرد. من هم از این اشتباه خود درآمدم و به این عنوان بادید دیگری نگاه کردم.

Piranha Bytes  تجربه‌ی خوبی در ساخت عناوین نقش‌آفرینی دارد و با تعداد طرفدارانی که از زمان عرضه سری‌های  Gothic و Risen پیدا کردند به تجربه‌ای بسیار عالی در ساخت چنین عناوینی دست یافتند و در نسل هشتم هم که اعلام کردند قرار است  ساخت نقش‌آفرینی جدیدی را با THQ Nordic شروع کنند و می‌خواهند این بازی را به یکی از عنوان‌های عالی تبدیل کنند. نام بازی‌ای که آن‌ها قصد ساختشان را داشتند ELEX بود و با ویدیوها و تریلرهایی که از بازی منتشرشده به همه فهمانده که قرار است یک بازی بسیار عالی را در سبک نقش‌آفرینی بسازند و البته پس از مدتی هم به یکی از عناوین مورد انتظار این سبک شد و پس از عرضه آن منتقدین با خاطر کمی ضعف‌های گرافیکی بازی را به‌شدت کوبیدند و آن را به‌نوعی در نقدهای خود به‌شدت خراب کردند و نمره‌های بسیار پایینی به آن دادند. خوب من کاری به آن‌ها ندارم که چه نوشتن و چه دادند. چون‌که نقد و مقاله خودشان بوده و هر چه دوست داشتن به بازی دادند. اما حالا من هم می‌توانم در این مقاله خودم این بازی را نقد کنم و بسیاری از افرادی که طرفدار سبک نقش‌آفرینی هستند را با این بازی آشنا کنم تا بعد درباره‌ی آن قضاوت کنند. نه از روی نمره‌هایی که از بازی منتشر می‌شود. باید بگویم که ELEX عنوانی است که اگر طرفدار نقش سبک آفرینی و لوتینگ و نبردهای سخت هستید و یا می‌خواهید حقیقت را درباره‌ی بازی بدانید. پی با من و NPCBOT در ادامه‌ی نقد بازی ELEX همراه باشید.

محیط بازی ELEX

جهان بازی ELEX بسیار زیبا است و جهانی کامل و گسترده دارد

بازی ELEX دارای داستانی شگفت انگیز است.

داستان بازی واقعاً شگفت‌انگیز است. نه به خاطر زیبایی داستان بلکه به خاطر تنوع و تأثیر فوق‌العاده تصمیم‌گیری‌ها در داستان‌ها. به‌طوری‌که با چند تصمیم شما می‌توانید به‌طورکلی یک شاخه دیگر از داستان را به وجود بیاورید و این شاخه‌ها آن‌قدر زیادند که از چنین بازی‌ای انتظار همچنین چیزی را نداشتیم. هرچقدر که در داستان بازی جلوتر می‌روید داستان بازی جذاب‌تر می‌شوند.به‌غیراز این داستان بازی به‌نوعی واقعاً زیاد است و روند داستانی کامل و طولانی و با جزیات در بازی پیاده شده است. اما نه اینکه فکر کنید بازی در بخش داستان به خاطر داستان طولانی و کامل از داستانی معمولی و غیره متنوع استفاده کرده است.  نه کاملاً این طرز تفکر غلط است و شما اشتباه فکر کرده‌اید. داستان بازی کاملاً متنوع و جذاب و درگیر کنند است. البته به‌غیراز داستان اصلی بازی ، بازی دارای مأموریت‌های فرعی گوناگونی است. که هرکدام برای خود داستانی گوناگون دارند و داستان‌های این مأموریت‌ها فرعی باهم فرق می‌کند و داستان‌های این مأموریت‌ها کاملاً متنوع است و باعث ایجاد جذابیت زیادی می‌شود. تعداد مأموریت‌های فرعی شاید بیش از ۶۰۰ تا باشد که در نوع خود آن‌هم با توجه به داستانی متنوع واقعاً فوق‌العاده است و این بسیار فراتر از یک بازی نقش‌آفرینی متوسط است. به‌طوری‌که حتی ما این موارد را در بعضی از بازی‌های نقش‌آفرینی بزرگ هم نمی‌بینیم.

نکته‌ای دیگر که در بازی بسیار جذاب است. این است که داستان و دنیای بازی ترکیبی خیلی جالب از افسانه و فانتزی و تکنولوژی و علم است و حتی این مورد در بخش‌های کوچک بازی هم می‌توان دید. برای مثال می‌توان این مورد را در ظاهر شخصیت‌ها هم دید. برای مثال شما می‌توانید یک زره افسانه‌ای اما فانتزی و یک کلاه تکنولوژی روی سرتان بگذارید و این ترکیبی جذاب را در بازی ایجاد می‌کند. البته توجه کنید که این ترکیب‌ها در بازی به شکلی به‌هم‌ریخته ایجاد نشدند و کاملاً باهم هماهنگ هستند.

در ابتدای داستان بازی این‌گونه شروع می‌شود که شما یکی از فرماندهان گروهی به نام Alb هستید و به خاطر شکستی که دریکی از جنگ‌ها خوردید می‌خواهند اعدامتان کنند و برای اعدام شمارا به لب یک دره می‌برند و به شمارا از آن به پایین می‌اندازند. ولی شما در کمال تعجب زنده می‌مانید و باید بروید و در راه کمک به مردم و از بین بردن گروه Alb کمک کنید. وقتی کمی جلوتر می‌روید درمیابید که در بازی ۳ گروه و قبیله و Faction وجود دارد و شما باید برای ادامه یافتن  داستان بازی و رسیدن به اهدافی که دارید. عضو یکی از این گروه‌ها شوید.

بازی ELEX شامل ۳ گروه می شود که شما می توانید برای پیشبردن داستان یکی را انتخاب کنید.

هر ۳ گروه و Faction بازی که شامل Outlaw و Berseker و Cleric ها هستند هر ۳ نوعی دیوانه هستند و کارش آن‌همه از روی دیوانگی است. که داستان بازی را بسیار جذاب‌تر از همیشه می‌کند. Berseke از تکنولوژی‌ها متنفر هستند و معتقد هستند که تکنولوژی بسیار بد است و روی انسان‌ها تأثیر می‌گذارید. برای مثال اگر شما در این قبیله نقشه‌ی خود را که تکنولوژی است بازکنید. افرادی که از کنار شما می‌روند می‌گویند اینجا از تکنولوژی استفاده نکنید.

گروه Outlaw  از اخلاق چیزی نمی‌فهمند و به‌راحتی هم دیگر را می‌کشند.  از این کارشان را هم عیب نمی‌دانند. در نوعی می‌توان گفت آن‌ها برای خودشان اهمیت قابل هستند. گروه Cleric ها هم دیوانه‌ی تکنولوژی هستند و تکنولوژی را پرستش می‌کنند و به‌نوعی کاملاً مغزشان خراب است. اما به‌هرحال این سه گروه به اینکه باهم بد هستند ولی یک دشمن متحد به نام Alb دارند. که بسیار قوی است و به‌راحتی همه‌جا را می‌گیرند.

در بازی تعداد بسیار زیادی شخصیت وجود دارد. که شما می‌توانید با آن‌ها تعامل کنید و هرکدام روحیات خودشان و شخصیت‌پردازی خودشان رادارند و شما می‌توانید باکارهایی که می‌کنید آن‌ها را خوشحال یا ناراحت کنید یا آن‌ها را عصبانی کنید.و باعث شوید به شما حمله کنند و یا آن‌ها را گمراه کنید. در ضم بازی همه این موارد را می‌گوید. برای مثال اگر پیش شخصی خیلی حرف‌های عجیب‌وغریب بزنید. بازی به شما می‌گوید که او فکر می‌کند که شما دیوانه هستید و دیگر به شما اعتماد ندارند و برای همین شما تکه‌ای از داستان یا مأموریت‌های فرعی را است دست می‌دهد و نمی‌دانید که بازی چقدر مأموریت فرعی و چند روایت دارد و جلب تر این است که هر تصمیم شما به‌نوعی روی بازی تأثیری می‌گذارد و تصمیم‌های هرچند کوچک شما تأثیراتی فراوانی در بازی می‌گذارند و باعث ایجاد تغییر فراوانی در بازی می‌شود و داستان بازی را به‌صورت کلی تغییر می‌دهند و تک شاخه دیگر از داستان را برایتان در بازی نمایان می‌کند. واقعاً کار سازندگان در بخش داستان و روایت عالی است و کارشان حرف ندارد و در تنوع داستان و شخصیت توانستند کاری بسیار بزرگ را بسازند و این حجم از بزرگی واقعاً تحسین کردن دارد.

بازی ELEX تمام مشکلات را از سوی گرافیک فنی می‌کشد و همین گرافیک فنی است که به بازی آسیب می‌زند و بسیاری از نمرات کسر شده از بازی هم دقیقاً به خاطر همین گرافیک فنی است. گرافیک فنی واقعاً بد کارشده و نمی‌توان در این  موردبحثی کرد البته  گرافیک خود بازی خود است. اما مشکلات فراوان گرافیکی در بازی وجود دارد که به بازی لطمه وارد می‌کنند. بازی تا دلتان بخواهد باگ‌های مختلف دارد. از گیرکردن در دیوار اشیا تا رد شدن از درون انسان‌ها و تا گیرکردن جنازه به دوربین بازی و گاهی اوقات هم دوربین بازی بدعمل می‌کند و درجاهایی می‌رود که بازی را سخت می‌کند و یا اصلاً با شما همراهی نمی‌کند و گاهی هم افت فریم بازی که به‌اندازه موارد قبلی زیاد نیستند ولی آسیب فراوانی به بازی می‌زنند. از طرفی دیگر هم انیمیشن‌ها واقعاً بدکار شدند و بالاتری حد ضعف رادارند و دارای جذابیت نیستند. همچنین یکی دیگر از مشکلات فنی بازی دیر لود شدن تکسچر های بازی است.

وقتی ELEX را تجربه می‌کنید گرافیک و کلیت بصری بازی انگار رنگ و رو رفته‌اند و مقداری حالت قدیمی دارند. ولی دنیای بازی به‌شدت زیباست اما همین حالت قدیمی گرافیک نمی‌گذارد بازی به‌خودی‌خود جذابیت خود را به گیمر نشان دهد و نمی‌تواند از تمام پتانسیل خود استفاده کنید. ازنظر طراحی هنری بازی‌سازان خوب عمل کردن و شاهد خلق دنیاهای فانتزی و هنری جذابی هستیم. که به‌خوبی حال و هوای بازی و دنیای آن را به گیمر منتقل می‌کنند. تا هرچه بیشتر دنیای بازی و شخصیت‌های آن و همچنین Faction های مختلف و روش و طرز فکر آن‌ها را بشناسیم و بازی‌سازان توانستند این مأموریت‌های را به‌خوبی انجام دهند و از پس از بربیایند. البته چون‌که گرافیک فنی از گرافیک هنری جدا نیست. در این بخش هم به بازی لطمه وارد می‌کند و نمی‌گذارد که گیمر بتواند از تمام پتانسیل بازی بهره ببرد.

ترکیبی جالب در بازی ELEX

دنیای بازی ترکیبی جالب دارد که از قدیم و جدید درآمیختگی جالبی دارد

دنیای بازی ELEX ترکیبی از افسانه و تکنولوژی است.

دنیای بازی هم زیبایی خاص خود را دارد و با دنیای بازی‌های دیگر که تابه‌حال دیدیم بسیار متفاوت است. معمولاً دربازی‌ها دنیاها به‌نوعی از یک نوع شکل‌گرفته‌اند و تمام ترکیبات دنیا در بازی به یک صورت است و دیگر فقط بازی‌های بسیار بزرگ هستند که از ۲ جهت در بازی باهم تنیده شده‌اند. برای مثال بازی the Zelda ترکیبی از افسانه و کهن با تکنولوژی پیشرفته است. اما در این بازی همه‌چیز فرق می‌کند. بازی محیطی زیبا که ترکیب‌شده از افسانه و هیولاهای فانتزی و باستانی با جدیدترین ساختمان‌ها امکانات تکنولوژی در بازی . که دقیقاً بازی را به‌گونه‌ای از چند جهت باستانی ، افسانه‌ای ، تخیلی ، تکنولوژِی باهم ترکیب کرده و قالب فانتزی هم به آن اضافه کرده است. در دنیای بازی از کیمراها و عنکبوت‌های غول‌پیکر و ترول ها و هیولاهای افسانه  و باستانی و انسان‌های جهش‌یافته تا جدیدترین ربات‌های ارتشی و نظامی و ساختمان‌های قدیمی و افسانه‌ای یا ساختمان‌هایی با تکنولوژی‌های پیشرفته و مناطق نظامی. در بازی مناطق زیادی وجود دارد از بیابان‌های خالی گرفته تا جنگل‌های زیبا تا محیطی که فقط در داستان‌های افسانه‌ای دیده یا شنیده‌ایم  و محیط‌هایی کهن و تا کوهستان‌های برفی و یا آتش‌فشان‌های پر از مواد مذاب و یا پایگاه‌های پیشرفته تا شهرهای عجیب‌وغریب و مناطق رادیواکتیو و هرچه که فکرش را بکنید در بازی وجود دارد و باعث جذابیت بازی می‌شود و به‌نوعی دنیایی با تنوع تکرار نشدنی را خلق می‌کنند.

لوکیشن های بازی بسیار متنوع است و این متنوع بودن با گرافیک و زیبایی زیادی همراه است و زیبایی را می‌توان در بازی حس کرد. اما بازهم گرافیک فنی بازی ، محیط بازی را به‌شدت قدمی می‌کند و محیط را به حالتی کهنه درمی‌آورد و محیط را با مشکلات مختلف خود پر می‌کند که جلوی لذت بردن شما از بازی را می‌گیرند. همچنین بازی ازلحاظ تعداد دشمنان بسیار متنوع است و دشمنان در بازی تعداد زیادی دارند و تنوع آن‌ها هم بالا است. البته فکر نکنید که به‌راحتی می‌توانید با دشمنان در بازی بجنگید و به آب خوردن همه را شکست دهید. اصلاً این‌طوری نیست. به‌طوری‌که کوچک‌ترین دشمنان بازی هم برای کشتنشان باید استراتژیک داشته باشید. تا بتوانید آن‌ها را شکست دهید. برای همین بازی ازلحاظ سختی و جذابیت در دشمنان واقعاً عالی کارکرده به‌نوعی که بعد از مدتی از جنگیدن با دشمنان بازی حوصله‌تان سر برود. بلکه همیشه جنگیدن با آن‌ها هیجان خاص خودش را دارد. از دیگر نقاط ضعف بازی در بخش فنی را می‌توان به رابط کاربری بد آن نسبت داد که جلوی تجربه‌ی شمارا می‌گیرد. برای مثال وقتی می‌خواهید یک نقشه را بازکنید در بازی حدود ۷ ثانیه طول می‌کشد که مدت زیادی در بازی به‌حساب می‌آید.

همچنین بدتر از آن زمانی است که نقشه باز می‌شود. حرکت کردن روی نقشه به‌شدت دردآور است و به‌شدت مشکل است. به‌نوعی که وقتی‌که می‌خواهید روی نقشه حرکت کنید.و جابه‌جا شوید گیر می‌کند و حرت نمی‌کند. یا اینکه به نزدیک‌ترین هدف در نقشه می‌چسبد و وقتی می‌خواهی آن را حرکت دهید کش می‌آید و دوباره به سر جای اولش برمی‌گردد و به‌نوعی دربازی‌ای که باید مدام  از نقشه استفاده کرد هم‌چین ضعفی بزرگ‌ترین ضعف به‌حساب می‌آید به‌نوعی که از یکجا به بد از خیر استفاده کردن از نقشه می‌گذرید و همین‌طوری خودتان ترجیح می‌دهد راه را پیدا کنید. البته نقشه بازی از همان اول این‌طوری نیست و  در ابتدای بازی به‌سرعت کار می‌کند. ولی بعد از چند مدت انگار که خراب می‌شود و دیگر کار نمی‌کند. مشکلات فنی بازی لحظه‌به‌لحظه بدتر می‌شوند و باعث می‌شوند تجربه از بازی به‌شدت خراب شود و نشود از آن لذت برد و می‌توان گفت که هم‌چین بازی‌ای که بسیار نکات خوب دارد در زیر این مشکلات فنی کاملاً له‌شده است و مشکلات فنی آن در تک‌تک جاها باعث خراب شدن تجربه گیمر می‌شود.

خوب تا حالا  می‌توانم بگویم که بیشتر بخش‌های بازی را نقد کرده‌ایم و وقتی‌که یک بازی اکشن نقش‌آفرینی که بخش گرافیکی و بصیری‌اش خوب عمل نمی‌کند. تنها چیزی که می‌ماند گیم پلی است. به‌نوعی که گیم پلی باید به‌قدری قوی باشد که گیمر مشکلات فنی بازی را باگیم پلی فراموش کند و ساعت‌ها روی آن بنشیند. به‌نوعی گیم پلی درواقع کاری که باید گرافیک انجام دهد را باید بتوانید جبران کند. تا بتوان این اثر را تحسین کرد و خوب شاید باورتان نشود. که گیم پلی در بازی به‌شدت عالی است. به‌نوعی که با کلمات نمی‌توانم به‌راحتی توصیف کنم. گیم پلی بازی بسیار خوب است که به‌راحتی هم گرافیک را جبران و کلی حرف‌های دیگر هم برای گفتن باقی می‌گذارد. گیم پلی بازی به‌قدری خوب است که می‌توان گفت بسیاری از بازی‌های بزرگ نقش‌آفرینی پیش این بازی هیچ حساب می‌شوند. گیم پلی بازی آن‌قدر خوب است که می‌توان گفت یکی از بهترین و برترین نقطه قوت‌های بازی به شمار می‌روند. به‌نوعی که اگر بخش‌های دیگر بازی هم کمی مثل گیم پلی آن بهینه‌سازی می‌شدند. الآن این بازی جز بهترین بازی‌های نقش‌آفرینی سال ۲۰۱۸ به‌حساب می‌آمده است. مأموریت‌های بازی هم که آن‌قدر پرمحتوا و متنوع هستند. که جذابیت زیادی در بازی ایجاد می‌کنند. می‌توان به‌راحتی گفت که بازی چیزی حدود بیش از ۶۰۰ مأموریت دارد. که شاید باور نکنید ولی هرکدام از این مأموریت‌ها برای خودشان یک خط داستانی کوتاه هم شده دارند و هرکدام برای خود داستانی پرمحتوا دارند. که تمام‌کارهایی که شما در این مأموریت‌ها انجام می‌دهید روی داستان اصلی و درواقع روی هسته بازی تأثیر می‌گذارد و به‌طورکلی رفتار شخصیت‌ها و خط بازی را متفاوت می‌کند و همه‌ی مأموریت‌ها چه اصلی و چه فرعی درواقع روی‌هم تأثیر می‌گذارند و بازی توانسته کار در این بخش‌ها بکند که حتی بازی‌های بزرگ هم از پس آن بر‌نمی‌آیند. خوب وقتی‌که یک بازی‌ای با این حد از گیم پلی و داستان متنوع بهره‌مند است و تکراری شدن در بازی به‌نوعی کمی غیره ممکن به نظر می‌رسد. پس قطعاً می‌تواند  مدت زیادی گیمر را سرگرم کند و گیمر ترجیح بدهد که با تمام مشکلات فنی روی بازی وقت بگذارد.

باس ها و ماموریت های بازی ELEX

ماموریت های بازی جذابیت زیادی دارند. چه ماموریت های فرعی و چه اصلی

ماموریت های فرعی بازی ELEX جذاب هستند.

مأموریت‌های بازی واقعاً جذاب و باحال و متنوع هستند و مثلاً حتی ممکن است شمارا گول بزند. برای مثال من یکی از بهترین مأموریت‌هایی که دیدم. یکی از مأموریت‌هایی بود که وقتی می‌خواهید در گروه  Berseker عضو شوید. که این گروه شدیداً مخالف ماده Elex و تکنولوژی‌های آن هستند و بر پایه جادو کار می‌کنند. شما  وقتی پیش یکی از رئیس‌های قبیله می‌روید او به شما می‌گوید که می‌توانیم برایم یک سلاح تکنولوژی بیاوری و اگر شما قبول کنید که این کار را  بکنید. وقتی‌که می‌روید پیش کسی که و از او می‌پرسید که سلاح‌ها کجاست ، او می‌گوید فلان جا و وقتی شما می‌روید که یک سلاح را بیاورید همان فرد شمارا دستگیر می‌کند و پیش همان رئیس قبیله می ببرید و تازه شما می‌فهمید که آن فرد معمور مخفی بوده و وقتی‌که شما به رئیس قبیله می‌گویید که خود شما گفتید که من این کار را انجام دهم. او می‌گویید که من می‌خواستم تو را آزمایش کنم و ببینم که آیا به قوانین ما پایبند هستی یا نه ؟ و بعد شما باید چند مأموریت سخت را انجام دهید تا تازه او با منت شمارا به عضویت گروه دربیاورد واقعاً تابه‌حال هم‌چین مأموریتی را دربازی‌ای دیده بودید؟ آیا واقعاً جذاب نیست؟

در بازی ELEX نقش تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌ها بسیار مهم است و شما با هر تصمیمی که می‌گیری درواقع دارید روند داستان را معین می‌کنید که داستان چگونه پیش برود. همچنین تصمیمات و رفتارهایی که در بازی باشخصیت‌های دیگر دارید بسیار مؤثر هستند. شما می‌توانید باعث شوید فردی خوش‌حال شود. یا کاری کنید که یک فرد از شما بدش بیاید و  یا باعث شوید یک فرد از شما خوشش بیاید یا فردی از شما نه خوشش بیاید نه بدش بیاید یا اینکه افراد فقط به شما احترام بگذارند و یا اینکه افراد به شما کمک کنند و یا باعث شوید که فردی از شما متنفر شود.تمام این‌ها روی بازی تأثیر می‌گذارد و در آینده‌ی بازی تأثیری فراوانی می‌گذارد. حتی کوچک‌ترین تصمیم یا صحبتی که می‌کنید باعث این می‌شود که بازی به نحو دیگری رقم بخورد. برای مثال طرز رفتار شما با یارانتان که در هر مرحله  و هر جا می‌توانید انتخاب کنید با کدام یارتان باشید بسیار مهم است. ای سطح از تأثیرگذاری واقعاً بسیار حیرت‌انگیز است. که شما می‌توانید با هر تصمیمی برای خود یک شانس ، یک دوست ، یک دشمن ، یک رقیب ، به وجود آورید. به‌نوعی باید در تمام طول بازی بسیار مواظب باشید. چون‌که بعضی تصمیم‌ها می‌توانند بسیار گران تمام شوند. برای مثال اگر تصمیم بگیرید که شخصیتی را نجات دهید. می‌تواند در آینده دیالوگی برای شما باز کند.یا اگر تصمیم بگیرید که یک نفر را بکشید می‌تواند سبب شود که یک مأموریت را از دست دهید. یا اگر تصمیم بگیرید که یک مرحله را انجام ندهید می‌تواند باعث این شود که در آینده مأموریت بزرگی را از دست بدهید. بنابراین تمام تصمیمات و رفتارها مخصوصاً تصمیم‌های شما در مراحل و مأموریت‌های فرعی و حتی تصمیمات کوچک می‌توانند نتایج خوب یا بد بزرگی در آینده در پیش داشته باشند.

نکته‌ی دیگر و خیلی مهم در بازی این است که خود بازی به شما می‌گوید که مرگ این شخصیت می‌تواند داستان را تغییر دهد. یا وقتی‌که دروغی می‌گویید این شخصیت این صحبت در ذهنش باقی می‌ماند. شما هر چه که بیشتر در داستان پیش بروید سطح تعاملات بسیار پراهمیت‌تر می‌شود و شما در این تعاملات باید دقت کافی داشته باشید و همچنین باید توجه داشته باشید که اگر از همان ابتدای بازی بخواهید در یک گروه عضو شوید. دیگر نمی‌توانید مأموریت‌ها و کارهای گروه دیگر را انجام دهید و ممکن از در گروهی بسیار محبوب باشید ولی در گروه دیگر بسیار از شما بدشان می‌آید. به‌طوری دقیقاً مثل دنیای واقعی وقتی چند گروه باهم در رقابت باشند انجام یک مأموریت از یک گروه می‌تواند باعث به‌هم‌ریختگی در انجام مأموریت گروه دوم شود و شما این را در بازی بسیار احساس می‌کنید. برای همین است که باید هرلحظه تصمیم بگیرید که می‌خواهید چه‌کاری را انجام دهید و می‌خواهید چه مأموریتی را به ثمر برسانید و باید مشخص کنید که می‌خواهید عضو کدام گروه بشوید. اما اگر خوره بازی‌های نقش‌آفرینی هستید و می‌خواهید در هر ۳ گروه مأموریت‌هایی را انجام دهید بهترین راه این است که از ابتدا عضو هیچ گروهی نشوید و سعی کنید بیشتر مأموریت‌ها را انجام دهید و سپس عضو یک گروه شوید و ادامه‌ی داستان را پیش ببرید.

دقیقاً می‌شود همین کار را در بازی کرد. به‌گونه‌ای که شما می‌توانید ابتدا تمام مأموریت‌های هر ۳ گروه را انجام دهید و بعد وقتی‌که دکمه “من تصمیم گرفتن که عضو این گروه شوم ” برای شما فعال شد. به‌راحتی می‌توانید تصمیم بگیرید که می‌خواهید عضو کدام گروه شوید. زیرا وقتی مأموریت‌های ابتدایی را انجام می‌دهید می‌فهمید که این گروه چگونه کار می‌کند و روش کارش چیست و با کدام سلاح‌ها کار می‌کند و بعد که این موضوع را فهمیدید تصمیم بگیرد. برای مثال برای فردی مهم است که بتواند با سلاح‌های سرد بجنگد. یا برای فردی مهم است که بتواند از سلاح گرم استفاده کند. یا برای فردی مهم است که بتواند از جادو (چیزی که خود اعضای گروه می‌گویید) استفاده کند. یا برای یک فرد مهم است که بتواند به‌راحتی کارهای خلاف بکند. یا برای فردی مهم است که بتواند از تکنولوژی‌ها استفاده کند و این دیگر به سلیقه شما بستگی دارد که کدام را می‌خواهید.و می‌خواهید کدام را انتخاب کنید.البته که پیش بردن این تعداد از مأموریت سخت است زیرا شما نمی‌توانید از سلاح‌ها و زره‌های بعضی گروه‌ها تا زمانی که به عضویت آن درنیامدید استفاده کنید و همین باعث می‌شود که بازی کمی سخت باشد. همچنین توجه کنید که بعد از عضو شدن در گروه یک سیستم ارتقای شخصیت در گروه برای شما باز می‌شود بتوانید خود را از سطح تازه‌کار به سطح‌های بالاتر برسانید و لول های بالاتر را تجربه کنید. آن‌هم دربازی‌ای که خیلی از سیستم‌ها برپای لول می‌چرخد.

در دنیای بازی تعداد زیادی تل پورت وجود دارد که می‌توانید آن‌ها را فعال کنید و بعدها سریعاً با آنجا تل پورت کنید و یک سفر سریع داشته باشید.همچنین در بازی در اختیار شما جت پک قرار می‌گیرد که می‌توانید از آن استفاده کنید و به‌جز جابه‌جایی راحت در مسیر و یا بالا رفتن راحت‌تر از کوه‌ها می‌توانید تاکتیک‌های مختلفی با استفاده از خلاقیت خود درنبرد ها خلق کنید. برای مثال می‌توانید پرواز کنید و بعد از بالا به دشمنان دیگر شلیک کنید و آن‌ها را نابود کنید. یا با استفاده از جت پک از دست بعضی از دشمنان فرار کنید. در بازی با انجام مأموریت‌های مختلف شما امتیاز می‌گیرید و پس از چند مأموریت شما یک‌لول بالاتر می‌روید. هر لول که بالاتر می‌روید ۱۰ امتیاز Attribute و یک عدد امتیاز یادگیری به شما داده می‌شود. که می‌توانید از آن برای ارتقای خود استفاده کنید.برای مثال می‌توانید از ۱۰Attribute  بخش‌های مختلف شخصیت خود را مثل Strength و Dexterity و Intelligence  ارتقا دهید و از قابلیت‌های ارتقا یافته درنبرد ها بهتر استفاده کنید و می‌توانید آن ۱ امتیاز یادگیری را هم پیش معلم درست در بازی بروید یا یک مهارت را یاد بگیرید یا برخی از موارد را ارتقا دهید و بازی این‌گونه پیش می‌رود و شما مدام قوی‌تر می‌شوید و در مقابل می‌توانید مراحل بالاتری را بروید.

مثلاً تصمیم می‌گیرید که آن‌یک امتیاز را پیش معلم نبرد ببرید و روی آسیب بردن سلاحتان کارکنید یا پیش معلم دفاع ببرید و آن را روی افزایش دفاع و قدرت زره و افزایش خط سلامتی هزینه کنید.و یا با آن قابلیت‌های مردمی مثل تأثیرگذاری که برایتان کلی دیالوگ باز می‌کند را  افزایش دهید و یا مهارت هک کردن و باز کردن قفل‌ها را یاد بگیرید و یادگرفتن قابلیت Chemistry برای ساختن محلول‌ها یا قابلیت Crafting برای ساخت‌وساز سلاح و زره و ارتقای آن‌ها هزینه نمایید. اما موضوع همین‌جا تمام نمی‌شود که شما هرکدام از قابلیت‌ها را که خواستید ارتقا بدهید و همین‌طوری پیش بروید. بلکه شما برای افزایش دادن مهارت‌هایتان باید  Strength و Dexterity  موردنیاز را داشته باشید. پس برای همین شما باید  امتیازات Attribute   را در مسیر درست که می‌خواهید مهارتی را یاد بگیرید خرج کنید و این کار باید با برنامه انجام بگیرد و برای همین سیستم ارتقا در این بازی خیلی بهتر از بسیار بازی‌های بزرگ نقش‌آفرینی است. زیرا بسیار پیشرفته‌تر است و از همه آن‌ها بالاتر است و تازه تعداد قابلیت‌ها  آن‌قدر زیاد هستند که باید به‌سختی تصمیم بگیرید که می‌خواهید کدام قابلیت را ارتقا دهید و تازه هرکدام از قابلیت‌ها ۲-۳ درجه‌دارند که مدام قوی‌تر و قوی‌تر می‌شوند و برای بالا بردن درجات آن‌هم باید یک سری چیزهای خاص را داشته باشید.

بعد از عضو شدن در یک گروه تازه بخش جدیدی از بازی برایتان باز می شود.

تا این‌یک بخش از قضیه است. تا زمانی که عضو هیچ گروهی نباشید. بعدازاینکه عضو هر گروه می‌شوید قابلیت‌های جدیدی که مخصوص همان گروه است برایتان باز می‌شود و کلی بازی جذاب‌تر و پیشرفته‌تر می‌شود. مثلاً وقتی عضو  Berseker شوید شاخه جادو برایتان باز می‌شود و  بعد خط   Mana  و جادوی پرتاب آتش و برق و سم و Healing و … را می‌توانید یاد بگیرید و استفاده کنید و این تازه جاهای جذاب بازی است. چون‌که بعد از یادگرفتن این قابلیت‌ها بازی برایتان خیلی حرفه‌ای‌تر و تکنیکی‌تر می‌شود و لذت بردن از آن‌ها با یک گیم پلی عالی خیلی جذاب‌تر از هر زمان دیگری می‌شود و یا در ادامه صحبت قبلی وقتی عضو گروه  Cleric ها شوید. یک خط به نام خط PSi  برایتان فعال می‌شود که قابلیت‌های دیگری مثل ایجاد گودال سیاه برای بلعیدن  دشمنان و یا پرتاب الکتریسیته به دشمنان و یا تأثیرگذاری روی ذهن مردن هنگام حرف زدن …… این‌ها قابلیت‌هایی هستند که وقتی عضو این گروه می‌شوید برایتان باز می‌شود و پس مدتی در بازی ممکن است با درهای بسته و صندوق‌های بسته روبه‌رو شوید. که برای باز کردن آن‌ها باید توانایی هک کردن و باز کردن قفل‌ها را یاد بگیرید.که تازه این خودش هم  لول های مختلفی دارد. برای مثال همین توانایی باز کردن قفل‌ها و هک خودش لول های متنوعی دارد و شما مثلاً باید این توانایی را تا لول ۳ ارتقا دهید تا درهایی که لول ۳ هستند برایتان باز شود و تازه برای ارتقا این مهارت‌ها هم باید پیش‌نیازهای شخصیتی آن را داشته باشید. مثلاً باید Dexterity شما حداقل ۳۰ و عدد Intelligence شما حداقل ۴۰ باشد. تا بتوانید لول دوم یا سوم برخی ارتقاها مثل ارتقای باز کردن قفل‌ها را داشته باشید و البته برای هر ارتقای دیگری نیاز به‌پیش نیازهای دیگری است و این به‌صورت کلی سیستم ارتقاهای بازی است که بسیار جذاب است و طبق همین‌که خواندید می‌تواند برای مدت زیادی شمارا سرگرم کند.

در بازی هرچه صندوق‌های سخت‌تر و پیچیده‌تر را بازکنید مواد و تجهیزات بهتری درون آن‌ها پیدا می‌کنید. با توجه به این‌که سلاح‌های بازی واقعاً زیاد است. شاید بعضی سلاح‌ها که می‌خرید یا پیدا می‌کنید را نتوانید استفاده کنید. چون‌که هر سلاحی که می‌خواهید استفاده کنید باید عدد مخصوص آن را که می‌خواهد داشته باشید. یعنی مثلاً یک سلاح نزدیک خیلی قوی میزان Strength خیلی بالایی  می‌خواهد و شما باید خیلی تلاش کنید تا بتوانید از آن استفاده کنید. برای همین است که می‌گوییم باید از ابتدا با استراتژی و فکر و دقت جلو بروید و یکی از این موارد هم همین است که شما باید انتخاب کنید که می‌خواهید از کدام سلاح استفاده کنید و برای همان سلاح از ابتدا برنامه‌ریزی کنید و مهار و های و عددهای شخصیتی را لازم را کسب کنید. شما می‌توانید در بازی هر سلاح و زره ای که می‌بینید را ارتقا دهید یا برای آن Gem بگذارید و به‌نوعی آن‌ها را پیش رفته‌تر کنید. ولی باید هم قابلیت Crafting و هم قابلیت Gemstone  را یاد گرفته باشید تا بتوانید حتی به آن‌ها دست بزنید و یکی از نکات جالب بازی این است که وقتی شما یک سلاح را که با عددهایتان جور است رادارید استفاده می‌کنید و آن را ارتقا دهید ممکن است که عددهایی که می‌خواهد بسیار بالا برود و شما دیگر نتوانید از آن استفاده کنید. در بازی برای تمام سلاح‌ها و زره‌ها آیتم‌های مختلفی وجود دارد که باید آن‌ها را تجهیز کنید تا بتوانید از آن‌ها نهایت استفاده را ببرید و شما باید روی تجهیز کردن سلاحانتان بسیار وقت بگذارید.

در بازی قابلیت‌های دیگری مثل قابلیت دزدی وجود دارد که در این قابلیت اگر شما دزدی کنید و کسی شمارا نبیند مشکلی ندارد. ولی اگر کسی شمارا ببیند دیگر مشکل خواهد بود. همچنین شما شخصیت‌ها همراهی  دارید که در طول دوند بازی با آن‌ها آشنا می‌شوید و اگر مأموریت‌هایی که آن‌ها از شما می‌خواهد را انجام دهید. آن‌ها به شما می‌پیوندند و شما می‌توانید هرکدام را که خواستید و دوست داشتید با توجه به شرایط انتخاب کنید که همراه شما باشد و بقیه می‌روند در کمپ  شما می‌مانند تا هر زمان که شما خواستید در شرایطی با توجه به قابلیت‌های آن‌ها از آن‌ها استفاده کنید آن‌ها هم به کمک شما بیایند. همچنین شما ممکن است در بازی کارهایی بکنید که دیگرانی که با شما دوست صمیمی هستند از شما بدشان بیاید و دیگر مثل قبل نباشد و یا ممکن است که شخصی که با شما زیاد خوب نیست تبدیل به دوست نزدیک شما شود و تمام این‌ها به تصمیم‌ها و خواسته‌های شما بستگی دارد برای مثال وقتی شما یکی از افراد را می‌بینید که فردی دیگر را به قتل رسانده ولی به‌جای اینکه او را لو دهید  و پاداش بگیرید تصمیم می‌گیرید که این کار را نکنید. اگر آن فرد رابطه خوبی با شما نداشته باشد امکان دارد که به دوست صمیمی شما تبدیل شود و این موضوع هم دقیقاً اهمیت اینکه چقدر تصمیم‌ها در طول بازی مؤثر هستند و باعث می‌شوند که رفتار افراد با شما فرق کند را ثابت می‌کند و این دیگر به گیمر بستگی دارد که  با چه کسی دوست و با چه کسی دشمن باشد و این هم شاید برای گیمر بسیار خوشایند باشد که تصمیمات او کل روند بازی را تغییر دهند.

جذابیت های بازی ELEX

در بازی موجودات عجیبی دیده می شود که جذابیت و هیجان بازی را زیاد می کند

اگر بخواهیم از درجه سختی بازی صحبت کنیم می‌توانم بگویم که بازی ۴ درجه سختی دارد. آسان که کمی مسخره است. ولی نرمال آن به‌قدری سخت است که شاید خیلی سخت بازی‌های دیگر باشد و حتی بازی در درجه نرمال هم خیلی چلش برانگیز است و بسیار شمارا به چالش می‌کشد و این‌طور نیست که شما فکر کنید که درجه نرمال راحت است و به‌راحتی پیش می‌روم. اگر هم‌چین طرز فکری رادارید باید بگویم که وقتی خودتان چند ساعت بازی می‌کنید می‌فهمید که فکری که می‌کردید بسیار اشتباه است و دو درجه بعدازاین هم هست که سخت و خیلی سخت است. که فکر نکنم کسی اصلاً بخواهد سراغ این‌ها برود چون‌که شما به‌سرعت کشته می‌شوید و این دو درجه فقط مخصوص گیمر های حرفه‌ای است که تازه باید آن‌قدر لول خود را بالا ببرند و خود را آپگرید کنند تا بتوانند یک مبارزه خوب در بازی داشته باشند. مبارزه‌ی بازی هم به دو صورت است. یکی از راه نزدیک و دیگری از راه دور که بازی در هر دو بخش واقعاً عالی عمل کرده و هر دو بخش را جذاب کرده است. مبارزه از نزدیک که نیاز به تکنیک‌های متفاوتی دارد و مبارزه از راه دور که باقابلیت گروه‌ها و جت پک بسیار می‌تواند  جذاب باشد. یکی دیگر از نکات بازی در بخش مبارزات هم این است که وقتی شما لول خود را بالا می ببرید و خود را ارتقا می‌دهید. مثل بقیه بازی‌ها نیست که دیگر مبارزات آسان شوند و جذابیت نداشته باشند. حتی با همه‌ی این کارها هم‌بازی در بخش مبارزه همیشه سختی خود و چالی خود را دارد.

مبارزه کردن در بازی به‌آسانی نیست و یک اشتباه در حمله و جاخالی دادن باعث می‌شود که زمان مرگ شما فرار برسد. شما باید بدانید که در کجا و کی حمله کنید ، کی عقب‌نشینی کنید ، کی از قدرت‌های خود استفاده کنید ، کی باید جلوی حمله دشمان را بگیرید ، کی باید سلاح خود را عوض کنید و کی باید از آیتم سلامتی استفاده کنید. گاهی حتی همان چند لحظه‌ای که طول می‌کشد که آیتم سلامتی را استفاده کنی دشمن به شما ضربه می‌زند و شمارا می‌کشد. شما باید در بازی تاکتیک‌ها خاص خود را داشته باشید. از استراتژیک‌های مختلفی که دارید استفاده کنید. باید زمان‌بندی درست و سلاح کاملی داشته باشید. تا بتوانید در مبارزات پیروز شوید. همچنین شما باید بدانید که کی استراتژیک و تاکتیک خود را تغییر دهید زیرا این مسئله به همان اندازه که ارتقا سلاح‌ها اهمیت دارد. اهمیت دارد. همچنین چگونگی روبه‌رو شدن با دشمنان مختلف و مأموریت‌ها بدون هیچ قانونی است برای مثال شما ممکن است با موجودی روبه‌رو شوید که نباید تا لول ۳۰ سمت آن بروید و یا معمورتی برایتان باز شود که حداقل باید ۴۰ تا ۵۰ ساعت دیگر بازی کنید که بتوانید به حدی برسید که آن مرحله را بروید. برای همین این موضوع کامل بدون هیچ قانونی است.

کسانی که باز بازی‌ها و روش خاص عناوین P.B آشنا هستند. به این روش‌ها عادت دارند و می‌داند باید چگونه با این روش‌ها مقابله کنند. ولی کسانی که آشنایی ندارند مدتی طول می‌کشد که با این سبک بازی آشنا شوند. بهترین راه در اول بازی این است که وقتی درنبردی وارد می‌شوید فرار کنید چون اگر به نبرد بروید صد در صد می‌میرید و اگر هم آیتمی را می‌خواهید که موجود سختی از آن محافظت می‌کند یکی از بهترین روش‌ها برای این شرایط این است که آن موجود را به نبرد بکشید و وقتی‌که از آیتم دور شد سپس بدوید و آیتم را بردارید و باجت پک فرار کنید زیاد این بهترین روش است چون اگر به مبارزه وارد شوید به‌سرعت می‌میرید. یکی دیگر از قابلیت‌های خوب بازی این است که می‌توانید از هرجایی که خواستید بازی را ذخیره کنید. مثلاً وسط مبارزه‌های سخت هستید بهتر است که بازی را سیو کنید. که اگر مردید دوباره از همان سیو بیایید و با یادگیری روش‌های مختلف آن دشمن را از بین ببرید.در ابتدا شاید بازی خوب کار کند و وقتی‌که درنبردی که با یک باس دارید وقتی ذخیره می‌کنید و دوباره لود می‌کنید مقدار جان باس درست اندازه قبل است. ولی بعد از مدتی دیگر به این صورت نیست و اگر سیو کنید و بعد لود کنید مقداری از جان باس به او برمی‌گردد. که البته درست هم همین است. تا از این قابلیت سو استفاده نشود.

زمان سیو شدن بازی ELEX زیاد طول نمی کشد.

یکی از نکات خوب درباره‌ی بازی این است که زمان سیو شدن بازی و لود شدن آن زیاد طول نمی‌کشد.و وقتی‌که شما در شرایط مختلفی در بازی هستید این سیو و لود سریع واقعاً خوب است. زیرابه علت سختی بازی داشتن هم‌چین امکانی می‌تواند در مواقع تصمیم‌گیری‌های مهم بسیار برای بازیکن امیت خاطر خوبی را ایجاد کند. مورد بعدی در بازی کنترل بازی است. که در بیشتر موارد خوب عمل می‌کند. ولی بعضی مواقع باعث آزار بازیکن می‌شود. مخصوصاً در ترکیب با دوربین بازی که این مورد بسیار به چشم می‌خورد. همچنین دشمنان بازی هوش مصنوعی قابل قبولی دارند. ولی بیشتر کارهای آنان قابل پیش‌بینی است و خوب بهتر هم شده که قابل پیش‌بینی است. چون‌که در همین شرایط بازی هم مبارزه کردن با دشمنان سخت است چه برسد دیگر که قابل پیش‌بینی نباشد.

صداگذاری بازی در حد قابل استانداردی است و در آن حد نیست که بخواهیم آن را تحسین کنیم. صداگذاری شخصیت‌ها و محیط بازی در یک حد  نرمالی و متوسطی است. که با توجه به این‌که برای این بازی چه بودجه‌ای در نظر گرفته‌شده در حد قابل‌قبول است.البته در بازی تعداد دیالوگ‌ها بسیار زیاد است و شما در هر شرایطی برای هر شخصیتی چندین دیالوگ دارید که بسیاری از آنان جذاب هستند.و شما می‌توانید با این تعداد دیالوگ که در هر صحبتی چندین گزینه پیش روی شما می‌گذارد هر جوری که دلتان می‌خواهد بازی و داستان آن را پیش ببرید و با توجه به این‌که تصمیماتی که می‌گیرید در داستان بازی تأثیر می‌گذارد داشتن هم‌چین تعداد دیالوگی که روی داستان تأثیر بگذارد و به گیمر اجازه دهد که خودش داستان را جلو ببرد و چیزی که خود در ذهن دارد را پیاده کند بسیار بسیار قابل‌تحسین است. آن‌هم از یک هم‌چین استودیو ای. در مورد چهره‌ی شخصیت‌ها هم باید گفت با توجه به این‌که بازی تعداد زیادی دیالوگ دارد ولی چهره‌ی شخصیت‌ها در هنگام صحبت کردن کاملاً خشک است. به‌طوری‌که هیچ حسی در آن دیده نمی‌شود. در مورد موسیقی خود بازی هم باز دوباره چیز قابل‌توجه ای را نمی‌توان یافت. به‌طورکلی می‌توان گفت که سازندگان از بخش موسیقی فقط کاری کردند که بازی بتواند قابل بازی کردن باشد. صداگذاری بازی به‌گونه‌ای نیست که بتواند چیزی به نتیجه‌ی نهایی بازی  اضافه کند و یک نقطه قوت برای آن محسوب شود. ولی خوب چیزی هم نیست که به بازی لطمه بزند و از تجربه‌ی بازی بکاهد. ولی با توجه به داستان جذابی که بازی دارد و تعداد دیالوگی که بازی دارد و همچنین خط‌های داستانی که داستان می‌تواند داشته باشد. خیلی بهتر بود که موسیقی بازی بهتر کار می‌شد تا بتواند در بازی نقش پررنگ‌تری را ایفا کند.

خب! من این نقد طولانی را نوشتم و شمارا با جزیات بازی آشنا کردم. اما شاید بپرسید که چرا هم‌چین نقد طولانی را نوشتم؟ دلیل آن فقط این بود که نمی‌خواستم شما یک بازی به این حد خوبی را فقط به دلیل نمره‌ی کم ول‌کنید. برای همین هم این نقد با دیگر نقدها فرق دارد من در این نقد شمارا با تک‌تک جزیات بازی آشنا کردم تا خودتان تصمیم بگیرید که چگونه است. خواستم ثابت کنم که در بازی همه‌چیز گرافیک نیست و منتقدینی که فقط به خاطر گرافیک و مشکلات فنی از بازی نمره‌های زیاد کم می‌کنند. باعث می‌شوند که خیلی از افراد هم به سمت این بازی‌ها نیایند. توجه داشته باشید که اگر یک بازی را همه بگویند خوب است. خب نقد کردنش کاری ندارد. زیرا بازی خوب است. اما وقتی یک بازی که می‌توان به آن گفت خوب را می‌گویند بد است و همه ذهنشان به این سمت می‌رود. را بخواهی دوباره به همان جایگاهی که واقعاً باید باشد برگردانی. باید یک نقد پر جزیات انجام بدی تا بتوانی این کار را انجام دهید. زیرا ذهن مردن بسیار نسبت به بازی بد شده است و شما نمی‌توانید با گفتن چند چیز ساده را تغییر دهید. بلکه باید از تک‌تک لحظات و جزیات بازی سخن بگویی تا بازیکن خود متوجه این مورد شود و به جایگاه اصلی بازی پی ببرد. من نمی‌گویم که این بازی مشکلی ندار د و الکی آن را می‌کوبند. بلکه می‌گویم که دست این بازی مشکلاتی در گرافیک  فنی دارد. ولی اله این‌همه زحمت سازنده که روی گیم پلی و فعالیت‌های بازی و جهان آن کارکرده را فقط به خاطر یک گرافیک فنی فدا کنیم بی‌انصافی است. همه می‌دانند که در یک بازی گیم پلی باید حرف اول را بزند و همین‌طور هم باید باشد. چون‌که درواقع گیم پلی است که به  بازی معنا می‌بخشد. نه گرافیک! این بازی مشکلاتی در بخش گرافیک فنی دارد. ولی هر شخصی که نقش‌آفرین باز باشد می‌دانند  که در این سبک اثراتی وجود دارند که از گرافیک فنی خوبی برخوردار نیستند ولی از گیم پلی فوق‌العاده‌ای برخوردارند. خوب نباید از حق هم گذشت که آن بازی‌ها مشکل فنی ندارند. ولی خب ما هم که نگفتیم که این بازی دران سطح هست. ما گفتیم که درست است که بازی گرافیک فنی خوبی ندارد ولی نمی‌شود همه‌چیز را به‌پای همین موضوع فدا کرد. مگر می‌شود ۵تا ۷ نمره از یک بازی کسر شود آن‌هم فقط به خاطر گرافیک فنی آن‌هم در یک بازی نقش‌آفرینی؟

در بازی ELEX شما  خود داستان را پیش می‌برید و می‌توانید با تصمیماتی که می‌گیرید داستان بازی را تغییر دهید. تنوع سلاح‌ها در بازی ELEX بالاست. فعالیت‌هایی که می‌توان در این بازی انجام داد واقعاً زیاد است. بازی ازلحاظ داستانی یک بازی کامل و پرمحتوا به شمار می‌رود و ازنظر گیم پلی هم‌بازی دارای گیم پلی واقعاً خوبی است که شاید این گیم پلی را در عناوین بزرگ هم نبینیم. سیستم شخصی‌سازی در بازی کیفیت قابل قبولی دارد و سیستم ارتقا شخصیت و سلاح و قابلیت‌ها در بازی به‌قدری کامل است که حتی بازی‌های بزرگ هم به‌پای آن نمی‌رسند. گیم پلی در بازی ELEX به تنها می‌تواند عاملی باشد که بتوان به آن نمره‌ی بالا داد. نقشه بازی بزرگ و پر از جذابیت است و بازی شامل مأموریت‌های مختلفی که هرکدام با یک خط داستانی کوتاه اما متنوعی است. در این جهان بزرگ همه نوع موجوداتی وجود دارند که بتوانید با آن‌ها بجنگید و دربازی‌تر چیزی زیبا از باستان و افسانه و تکنولوژی دیده می‌شود که می‌توان گفت می‌تواند برای هرکسی جذاب باشد. البته با خالی از مشکل نیست و دوربین بد و گرافیک فنی ضعیف آن مشکل است. موقع هایی که شخصیت در اجسام مختلف گیر می‌کند و یا کار کردن با رابط گرافیکی بسیار آدم را اذیت می‌کند و استفاده از نقشه‌ی آن سخت است و سیستم موسیقی آن طوری نیست که به بازی لطمه بزند ولی می‌توانست بهتر باشد و در کل بازی ، بازی نیست که از یک استودیو متوسط انتظار داریم. این بازی نکاتی دارد که بسیار برتر از بسیاری از بازی‌های بزرگ دیگری است و با همه این‌ها من به شما پیشنهاد می‌کنم اگر طرفدار نقش‌آفرینی هستید. حتماً به این بازی در لیست بازی‌هایی که می‌خواهید انجام دهید یک فرصت دهید.

امتیاز NPCBot: 8.5
ثبت امتیاز: 1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
میانگین امتیازات کاربران: 0٫00 (0 رای)

نقات قوت

نقات ضعف

تگ ها
ارسال دیدگاه
دیدگاه های کاربران (بدون دیدگاه)