پایانی بر زبانه‌های آتش : بررسی بازی Dark Souls 3

امیر یکتا نویسنده: امیر یکتا 22 فوریه 2020 ساعت 09:44
معرفی و بررسی مقالات

بالاخره، رسیدیم به بررسی بازی Dark Souls 3. بازی ایی که پایان دهنده‌ی سری سولز به شمار می‌رود و در نهایت پرونده‌ی این سری را با بهترین حالت ممکن می‌بندد.

به یاد می‌آوریم…سال ها قبل Demon’s Souls آغازگر خیزش یک کارگردان شد، عنوانی که باعث و بانی به وجود آمدن نسخه ی اول Dark Souls گشت. پس از سال ها Dark Souls 2 عرضه شد سپس Bloodborne به عنوان یک بازی تماما انحصاری برای کنسول نسل هشتمی سونی و به عنوان فرزند سری Souls به جامعه ی گیمر ها معرفی شد و در آخر رسیدیم به عنوانی به نام بازی Dark Souls 3! پایان دهنده به بعضی از سوالات ما و در نهایت به وجود آورنده ی سوالات و ابهامات جدید که به نظر می‌رسد دیگر هیچوقت قرار نیست جواب داده شوند و باید در لابه لای نسخه های قبلی به دنبال سرنخ های بس کوچک و بزرگ بگردیم.

استودیو ی FromSoftware (‌فرام سافت ور‌) در سال ۲۰۱۶، با عرضه ی نسخه ی سوم مجموعه ی Dark Souls، نشان داد ساختن یک دنباله، بعد از این همه سال و به عنوان دنباله ایی که خسته کننده نشود و از طراحی های جدید بهره ببرد، هرچند سخت اما کاملا شدنی است. بازی Dark Souls 3 در واقع از تمام نکات لذت بخش و مثبت شماره های قبلی خود، پدر خود و در نهایت از بازی ایی عامه پسند تر به نام Bloodborne استفاده می‌کند تا اثری را به ما نشان دهد که فارغ از مشکلات کوچک و غیر قابل انکارش اما نسخه ایی به شدت با کیفیت، بسیار زیبا و سرگرم کننده باشد. در این مطلب، به عنوان تمام کننده ی بررسی های این سه گانه، میپردازیم به هر آنچه که در این نسخه اتفاق می‌افتد و نکات مثبت و منفی آن را بر می‌شماریم. امیدوارم تا پایان این بررسی با من و سایت NPCBOT همراه باشید.

 

بررسی بازی Dark Souls 3

چه زود تموم شد. این گویا آخرین دیدار ما با Firelink Shrine بود. ( تمامی تصاویر اسکرین شات از بازی ( نسخه ی ps4 ) هستند‌)

 

هنوز هم میازاکی قصد ندارد به ما خیلی صریح بگوید که قضیه از چه قرار است و به مانند فیلم های هنری دهه‌ی ۹۰ و حتی هم اکنون، باید هرچیز کوچک را مورد بررسی قرار بدهیم تا شاید متوجه استعاره ها و نماد ها یا رفرنس هایی که در طول کل بازی به ما نشان داده می‌شود، بشویم.


داستان در سری Souls، خصوصا در نسخه ی اول پایه گذار تمام اتفاقات در شماره های بعدی و به تبع همین نسخه ی سوم مجموعه، یعنی بازی Dark Souls 3 هست. باری دیگر که معلوم نیست پس از اثر تاریکی است، یا در اواخر عصر روشنایی، ما نیاز به روح ۵ لرد به نام های : Aldritch saint of the Deep ،Yhorm the Giant ،Farron and his Abyss watchers ،Holy King Lothric و همچنین Ludleth داریم. این ۵ لرد با لقب Lord of Cinder شناخته می‌شوند و گویا نقش همان Gwyn را در نسخه ی اول بازی می‌کنند. در این شماره نیز به مانند پدر و پدر بزرگ خود، با Npc های گوناگونی رو به رو می‌شویم. شخصیت هایی که جدا از بحث روایتی که در کل سه گانه پیش روی ما گذاشته شده، هرکدام هدف و مقصود خاصی دارد و باز هم انگار نه انگار که قرار است ما قهرمانی باشیم که آتش را در دل تاریکی می افروزد. به شخصه یکی از مؤلفه هایی که شخصا از آن لذت می‌برم نوع روایت بازی بعد از این همه سال، آن هم بدون تغییر و همچنان گنگ آن است. هنوز هم میازاکی قصد ندارد به ما خیلی صریح بگوید که قضیه از چه قرار است و به مانند فیلم های هنری دهه‌ی ۹۰ و حتی هم اکنون، باید هرچیز کوچک را مورد بررسی قرار بدهیم تا شاید متوجه استعاره ها و نماد ها یا رفرنس هایی که در طول کل بازی به ما نشان داده می‌شود، بشویم.

در بخش بعدی اما باید اشاره ایی به تفاوت های بس کوچک بازی Dark Souls 3 با شماره های قبلی بکنیم، در این نسخه داستان بیش تر ادامه ی داستان قسمت اول مجموعه است تا قسمت دوم! البته علتش واضح است. دارک سولز ۲ بازی ایی نبود که میازاکی روی آن کارکرده باشد و داستان آن هم همانطور که در نقد آن، پیش تر گفته شد، ادامه ی قسمت اول نبود اما در اثری که امروز در حال بررسی آن هستیم، ما بار ها به محیط های دارک سولز ۱ سری میزنیم، به Anor Londo می‌رویم، با غول آهنگر دیدار می‌کنیم آن هم در حالی که دیگر صدایی از آن در نمی‌آید، با Firekeeper باری دیگر Souls هایمان را در ازای قدرتمند تر شدن می‌دهیم و توئیست های داستانی بسیار زیادی را تجربه می‌کنیم.

 

بررسی بازی Dark Souls 3

باور کنید وقتی بازی Dark Souls 3 را تجربه می‌کنید دیگر زمان معنایی ندارد ( این زره ترکیبی هست مثلا Helm رو از همون Snuggly the crow معروف گرفتم )

 

شخصی سازی در بازی Dark Souls 3 بسیار از قبل بهتر شده و برای طراحی چهره ی کارکتر خود راه های متنوع و گوناگونی دارید. هرچند نباید انتظار طراحی چهره ایی به مانند سری Elder Scrolls یا Dragon age را داشته باشید اما به اندازه ی کافی پیشرفت قابل توجه و بلند بالایی محسوب می‌شود که آنرا یک نقطه ی مثبت برای بازی به شمار بیاوریم. در بخش طراحی بازی، همانطور که در نسخه های قبلی مخصوصا قسمت دوم بیان شد، مجموعه ی روح تاریک، معمولا نما هایی بسیار بزرگتر از کارکتر را نشانمان می‌دهد. گویی که هر لحظه می‌گوید ” تو در حد این ساختمان و طبیعت حاکم نیستی! راهت را بکش و برو “! در بررسی بازی Dark Souls 2 گفتیم که این موضوع دقیقا چیست و اشاره کردیم که در خیلی از اثر های شاهکار در حوزه ی سینما نیز از این موضوع استفاده می‌کنند و به مانند قبل، در این شماره ما باری دیگر شاهد همین موضوع هستیم و‌ آن هم چقدر کامل تر و چقدر زیباتر!

بوی مرگ از اجساد بی جان، Hollow ها، شوالیه های خالی از پر و در نهایت وایورن ها ( Wyvern) چنان در فضای حاکم بر بازی و اتمسفر آن دمیده شده که کمتر کسی را می‌توان یافت که تحت تاثیر این مهم قرار نگرفته باشد.


گرافیک بصری بازی در یک کلام واقعا زیباست و از ذره ذزه ی محیط بازی لذت می‌برید و به نظاره ی سازه ها با معماری عجیب و غریب، اتمسفر غم زده و در نهایت به دیدن تصویر غم و ماتم در چهره ی یک باس یا یک دشمن نشسته و سعی می‌کنید این موضوع را با خود حل کنید که آیا باید برایشان دلسوزی کنید؟ آیا باید Gwyn را مقصر همه چیز بدانید؟ و اینگونه می‌شود که جوابی پیدا نمی‌کنید و در اوج سردرگمی می‌کشید و می‌کشید تا جایی که دیگر هیچ موجود زنده ایی را در اطراف نبینید. در بازی Dark Souls 3 این بار بهترین اتصالات و میان بر ها را شاهد هستیم. به گونه ایی که احتمالا، پس از یک محیط سخت در ناکجا آباد با یک آسانسور و یا دربی که بسیار آشناست به محیط های ابتدای بازی راه پیدا کرده و به علت این طراحی اعجاب انگیز، همینطور به صفحه ی نمایش خیره می‌مانید. معماری ساختمان ها یکی از یکی بهتر هستند و سازه هایی را می‌بینیم که گاها شما را به یاد ساختمان های اساطیری و اثر های هنری قرن های مختلف می‌اندازند گرچه بعضی از آنها به هیچ عنوان با فیزیک و ریاضی و یا به طور کلی با علوم زیستی قابل توجیه نیستند اما در کل منطقی که در قسمت اول برای این سازه ها مطرح شده، باعث می‌شود به جز تحسین نتوان کار دیگری انجام داد. بوی مرگ از اجساد بی جان، Hollow ها، شوالیه های خالی از پر و در نهایت وایورن ها ( Wyvern) چنان در فضای حاکم بر بازی و اتمسفر آن دمیده شده که کمتر کسی را می‌توان یافت که تحت تاثیر این مهم قرار نگرفته باشد.

گرافیک فنی بازی در کل قابل قبول است گرچه افت فریم در بعضی موارد مشاهده می‌شود و کیفیت بافت ها و تکسچر های آن نیز در بعضی مواقع ممکن است زیاد جالب نباشد ( مثلا فقط در یکی یا دو محیط خاص!‌)اما وقتی در کنار دیگر عناصر بازی این مورد را بررسی کنیم، آنقدر ها هم مهم به نظر نمی‌آید. نور پردازی در بازی Dark Souls 3 و تلألو بسیار زیبای اشعه های خورشید، هرچند در زمانی کوتاه اما به قدری زیبا هستند که سخت می‌شود آنرا نادیده گرفت.

 

بررسی بازی Dark Souls 3

بازگشتی شکوه مند به Anor Londo! شهر خدایان…شهری که دیگر سکوت ارواح در آن شنیده می‌شود.

 

در بخش گیم پلی و اما تنوع دشمنان، دارک سولز ۳ بهترین تنوع دشمن را در بین عناوین قبلی دارد و برای هر محیط، موجوداتی با طراحی بسیار زیبا و روش مبارزه ی کاملا جدید طراحی شده که از این لحاظ می‌توان بازی Dark Souls 3 را بهترین در کل سری به شمار آورد. در بخش گیم پلی موضوعی که شاید باعث نگرانی بود Battle Art های اضافه شده و آسانتر شدن مبارزات بود که باید بگویم به هیچ عنوان اینگونه نیست. در مواردی که من مشاهده کردم این موضوع برای هر اسلحه ی خاص به طور جداگانه اعمال می‌شد و مثلا توانایی یک سلاح در ایجاد آتش و یا ضربات چرخشی بود یا حتی رقص مرگ با دو خنجر بسیار زیبا! بنابراین از این بابت هیچ نگرانی نداشته باشید که دارک سولز ۳ به جرئت زیباترین سیستم مبارزه را به نسبت دو عنوان قبلی در اختیار شما قرار می‌دهد( نسخه ی دوم و اول به خودی خود، در گیم پلی و خصوصا مبارزات در بین بازی های سبک RPG حرف اول و آخر را میزدند! حالا ببینید که دارک سولز ۳ چه جواهری هست که روی دست خودش بلند شده)

( نسخه ی دوم و اول به خودی خود، در گیم پلی و خصوصا مبارزات در بین بازی های سبک RPG حرف اول و آخر را میزدند! حالا ببینید که دارک سولز ۳ چه جواهری هست که روی دست خودش بلند شده)


همچنین در ادامه ی توضیحات باید ذکر کرد که دیگر مثل نسخه ی دوم مجموعه با ۱۳ بار به دام مرگ کشاندن دشمنان آن ها غیب نشده و همیشه و در هر صورتی با هر بار کشته شدن شما و یا استراحت در Bonfire، باری دیگر خود را برای مبارزه ی مجدد آماده میکنند. روند تکاملی مبارزات به این گونه بود که در ابتدا در عنوان دارک سولز۱، شاهد سیستمی کند به همراه دفاع و ضد حمله بودیم، در نسخه ی دوم شاهد کمی سرعت بخشیدن به مبارزات، در بازی عامه پسند تر یعنی Bloodborne شاهد سریع ترین سیستم مبارزه و بالاخره در بازی Dark Souls 3 شاهد سیستمی با سرعتی قابل قبول و همچنین تمام نکات تدافعی یادگرفته شده از پدر و پدر بزرگ این بازی هستیم. اگر بخواهم بخش سختی بازی را مورد قضاوت قرار دهم، در سومین شماره از مجموعه ی سولز با راحت ترین آن ها طرف هستیم و بی راه نیست اگر بگویم که بازی دارک سولز ۳ به نسبت تمام عناوین قبلی ساده تر هست. از bonfire هایی که دقیقه به دقیقه جلوی شما قرار می‌گیرند تا باس هایی که خیلی راحت تر از قبل با اسلحه های داخل بازی ضربه میخورند. این را هم بگویم که اگر فکر کرده ایید ” داداش حله دیگ! میریم تو کارش بازی هم آسون شده همرو میزنیم و فولان !!!” کاملا در اشتباه هستید و به طور خودمانی بگویم ” برادر من ! عزیز من! قربونت شکلت برم! شما برو جلو همینجوری در جا پشم میشی!! بازی دارک سولزه! هیچوقت قرار نیست به اسمش پشت کنه حالا شاید آسون تر شده باشه ولی دیگ اونقدراهم آسون نیست که! هنوز هم خیلی مهمه که با دقت و ظرافت دست به سلاخی بزنی ” با این تفاسیر فکر کنم کاملا متوجه امر گفته شده، هستید. محیط های بازی، کامل تر از عناوین قبلی هستند و باز هم شاهد محیطی مثل Blighttown و حتی از آن سخت تر نیز هستیم.

 

بررسی بازی Dark Souls 3

فقط دارک سولز بازاش درک میکنند دیدن این صحنه خصوصا وقتی در برابر پسر گوین ایستاده اید چقدر لذت بخشه.

باس های بازی از طراحی بسیار خوبی بهره میبرند و هنوز هم به مانند قبل شاهد زره ها و اسلحه هایی هستیم که فقط با شکست باس های مذکور به دست می‌آیند و هرکدام شامل یک Battle Art منحصر به فرد هستند.


 

در بخش موسیقی بلاشک بازی Dark Souls 3 یک شاهکار به تمام معنا است و امکان ندارد وارد محیط یک باس فایت بشوید و موسیقی پخش شده باعث رعب و وحشت شما نشود. علاوه بر موسیقی باید به اتمسفر بسیار بسیار خفقان محیط های بازی نیز اشاره کنم که در ذره ذره ی تجربه ی اثر پیش رو تاثیر بسازایی دارند. حرف از باس ها شد. باس های بازی از طراحی بسیار خوبی بهره میبرند و هنوز هم به مانند قبل شاهد زره ها و اسلحه هایی هستیم که فقط با شکست باس های مذکور به دست می‌آیند و هرکدام شامل یک Battle Art منحصر به فرد هستند. نباید مینی باس های بازی را فراموش کنیم که بعضا حتی طراحی بهتری از باس های اصلی دارند و مبارزه با آن ها بسیار لذت بخش هست. بگذارید به سردسته ی تمام باس های این نسخه یعنی حضرت Nameless King اشاره کنم که به احتمال زیاد سخت ترین باس کل بازی به شمار می‌رود. با اینکه نیازی جدی، برای زدن این باس ندارید اما اگر بتوانید او را شکست بدهید زره ارنیستین اژدها کش‌( آره یادش بخیر توی نسخه ی اول دهنمان را مورد عنایت قرار داد ) را در ادامه مسیرش بدست می‌آوریم همچنین یک آیتم برای تبدیل به اژدها شدن در بازی! اگر سری به توضیحات این زره بزنید، جایی گفته می‌شود که او وفادار ترین به پادشاه بی نام بوده است! خب پادشاه بی نام که بوده ؟ احتمالا همان خدای جنگ معروف که اسمش از مکاتب پاک شده یا بهتر بگویم پسر Gwyn معروف! اکنون با خود می‌گویید “مگه ما ارنستین رو توی قسمت اول نزدیم‌؟” باید بگویم من هم مثل شما در گیر این موضوع هستم و از من نشنیده بگیرید اما با توجه به قسمتی که ما وارد نسخه ی تاریک Firelink Shrine می‌شویم و چشم های فایر کیپر را به او می‌دهیم، احتمالا زمان در این نسخه بسیار مجهول است و بعید نیست اگر تداخل زمانی با چندین هزار سال پیش و اولین عصر آتش داشته باشد.

در بازی آیتمی به نام Ember قرار دارد که در واقع معادل همان Humanity در عنوان اول به شمار می‌رود و در صورت استفاده خط سلامت شمارا بهبود میبخشد گرچه نباید از تاثیر آن برای احضار دیگر بازیکنان به دنیای خود غافل بود. در ادامه باید بگویم بازی Dark Souls 3 دارای ۳ پایان هست که در یکی از این پایان ها گویی ختم دهنده ی نفرین Gwyn می‌شوید و من قطعا چگونگی آن را اسپویل نمی‌کنم اما همین که این مورد را بدانید یعنی وقتی در عنوان این بررسی از پایانی بر روح تاریک صحبت کردم، دقیقا متوجه منظورم هستید. در بخش آنلاین هم بازی هنوز همان است که بود البته که کمی تغییرات بنیادی تری به خود دیده و اکنون با دوستان خود راحت تر می‌توانید باس ها را قلع و قمع کنید.

 

بررسی بازی Dark Souls 3

به زیبایی یک رفاقت، به معرفت یک دوست، به احترام سال ها خاطره، این بود بازی Dark Souls 3، پایانی بر یک حماسه .

 

جمع بندی

به امید دیدار دوست خوب من، به امید دیدار. 


در کل اگر بخوایم نسخه ی سوم مجموعه را مورد بررسی قرار دهیم شاید به کار بردن یک واژه ی شاهکار کافی باشد! اثر پیش رو به قدری در موارد قبلی سنگ تمام میگذارید که حتی اگر بازی افت فریمی هم داشته باشد بی انصافی محض است که بیهوده نقطه ضعف بگیریم.  هرچند وجود Bonfire های متعدد که قطعا برای عامه پسند تر کردن بازی به کار رفته از جذابیت آن و خصوصا سختی به طرز قابل توجهی کم میکند و دیگر استرس حمل مقدار زیادی Souls را نداریم، اما مگر می‌شود گیم پلی و مبارزه ی بسیار لذت بخش این نسخه را نادیده گرفت؟ وجود زره های متنوع، شخصی سازی فوق العاده، اسلحه هایی که یکی از یکی بهترند، کلاس هایی که هرکدام کامل تر از قبل شدند و داستان و روایتی کاملا تاثیر گذار و کامل کننده ی اثر های قبلی به قدری فوق العاده تعبیه شده اند که فقط میتوان سر تعظیم بر میازاکی فرود آورد و قطرات اشک را از چشمان خود پاک کرد، نام این مجموعه را بوسید و باری دیگر به تجربه ی نسخه ی اول تا سوم پرداخت تا یادمان باشد که سه گانه ی سولز، جواهری در صنعت گیم، دیگر تمام شده است و روح های تاریک، برای آتش افروزی و شاید نفرین دوباره ی خدایی که به آتش بیشتر از انسان ها اهمیت داد، باید به خوابی عمیق بروند و ما همچنان در پی داستان هایی که گاه گداری از لا به لای دیالوگ ها افشا می‌شود می‌نگریم و سعی می‌کنیم ذهن خلاق و شاید مریض میازاکی را بخوانیم تا متوجه مقصود بازی Dark Souls بشویم و پی ببریم که آیا این مجموعه از نسخه ی اول قرار بود مفهوم خاصی را به ما بگوید؟‌ما رفرنس های قسمت اول را بررسی کردیم و می‌دانیم که در ظاهر ساده ی این بازی اما کلان روایتی خوابیده است که تعاریف جدیدی به روایت و داستان و فلاسفه می‌دهد. این بود بررسی بازی Dark Souls 3 . عنوانی که به ما یادآور می‌شود یک دنباله چگونه می‌تواند بهترین پایان دهنده به اولین آغاز آن باشد. شخصا میگویم‌: از نظر من هیچ بازی ایی بی نقص نیست و کمتر بازی ایی هست که لایق گرفتن نمره ی ۱۰ باشد با وجود آنکه به هیچ عنوان منکر مشکلات بازی نخواهم شد (‌مثل همیشه )‌ اما نمره ایی کمتر از ۱۰ برای این بازی، یک کم لطفی است! پس حلالت باشد میازاکی و دارک سولز! به امید دیدار دوست خوب من، به امید دیدار. 

امتیاز NPCBot: 10
ثبت امتیاز: 1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
میانگین امتیازات کاربران: 0٫00 (0 رای)

نقات قوت

نقات ضعف

تگ ها
منبع: NPCBOT
مطالب مرتبط
ارسال دیدگاه
دیدگاه های کاربران (بدون دیدگاه)