توهم واقعیت: نقد و بررسی بازی Control

امیر یکتا نویسنده: امیر یکتا 2 ژانویه 2020 ساعت 11:06
معرفی و بررسی مقالات

مدت ها انتظار کشیدیم، زمان ساعت به ساعت ، دقیقه به دقیقه ، ثانیه به ثانیه گذشت و ما ساخته ایی جدید از استودیوی فنلاندی رمدی (Remedy Entertainment ) به سرکردگی سم لیک (Sam Lake) ندیدیم. تقریبا بعد از آلن ویک(Alan Wake) بود که همه ما چشم و گوش ها را باز کرده بودیم تا ببینیم آیا ساخته ایی جدید از رمدی میتواند قلب مارا باز هم تسخیر کند؟ در این بررسی میخواهیم به هرآن چیزی بپردازیم که فکر میکردیم ، از زمان کنفرانس سونی در E3 2018 و یا از سال ها قبل تر از آن ! و میخواهیم ببینیم آیا این فکر همان چیزی بود که میخواستیم ؟ آیا بازی Control اثری هست که انتظاراتمان را برآورده کند؟ با بررسی ساخته ی جدید رمدی ، با ما همراه باشید.

در ابتدا باید یک جواب قاطعانه بدهم به همان سئوالی که همه ی شما در ابتدا میخواهید بپرسید، آیا بازی Control لایق یک بار تجربه هست؟ پاسخ من این است ” حتما ” .

کنترل نه آنقدر “بد ” هست که بتواند لقب بدترین ساخته ی رمدی را به دوش بکشد  و نه آنقدر فوق العادست که بتواند جای خالی مکس پین را برایمان پر کند. کنترل نه آنقدر روایت جذابی دارد که بتواند تا اخر بازی شما رو همچنان مشتاق نگه دارد و نه آنقدر روایت از هم گسیخته ایی دارد که شمارا کلافه کند . ساخته ی جدید رمدی برخلاف انتظار همه ی ما، نه در بحث داستان سرایی فوق العاده ظاهر می شود و نه در بحث روایت و شخصیت پردازی یک اثر فاخر به شمار می رود. بلکه کنترل به واسطه ی اکشن جذابش لایق تجربه است. لایق این هست که یک بار هم شده آن را تجربه کنیم و از خوبی ها و بدی هایش در کنار هم بگوییم.

 

نقد و بررسی بازی Control

کنترل به واسطه ی اکشن جذابش لایق تجربه است. لایق این هست که یک بار هم شده آنرا تجربه کنیم و از خوبی ها و بدی هایش در کنار هم بگوییم.

 

اما مشکلات کنترل کجاست ؟

بگذراید اول ساختمان داستان را بررسی کنیم. جسی فیدن زنی جوان که معلوم نیست چرا در حال حرکت به سمت آسمان خراشی در محله ی منهتن نیویورک است به گونه ایی که انگار در ذهنش با کس دیگری هم صحبت میکند ( میدانم یاد Hell blade افتاده اید ) وارد این آسمان خراش شده و از همینجاست که استارت بازی و داستان آن زده می شود.

کنترل به واسطه ی اکشن جذابش لایق تجربه است. لایق این هست که یک بار هم شده آن را تجربه کنیم و از خوبی ها و بدی هایش در کنار هم بگوییم.

این ساختمان که با نام قدیمی ترین خانه یا خودمانی بگویم”The Oldest House” شناخته می شود مرکز نیروهای فدرال آمریکاست که البته گول اسمش را نخورید! برعکس به نظر می آید که در این ساختمان بیشتر از هرجای دیگر در حال کار های عجیب و غریب روی هر آن چیزی هست که ما اسم ماورالطبیعه را روی آن میگذاریم.

طبیعتا در ابتدا مشخص نیست که جسی برای چه وارد این ساختمان شده و اصلا چرا خودش را درگیر این داستان کرده است. هرچقدر که جلوتر بروید با شخصیت های بیشتری در ساختمان آشنا میشوید. از مارشال که شخصیتی معمولی دارد تا آهتی که با شخصیت پردازی مرموزانه سعی در ترغیب شما در بیش از پیش گوش دادن دیالوگ ها ایفا میکند. در ابتدا و در لحظات آغازین بازی جسی “اسلحه ی سازمانی “را از اتاق رئیس قبلی برمیدارد که این خود یکی از دلایل اصلی وارد شدن جسی به یک ماجرای خطرناک هست. بعد از آن مطلع میشویم که جسی اکنون به عنوان یه رئیس جدید برای این آسمان خراش شناخته می شود! ( حتما میپرسید چگونه ؟!) بعد از کمی پیشروی متوجه میشوید که این ” نیرو های فدرالی ” که قبل تر نامشان را بردیم در این آزمایشات درهای جدیدی به بعد های دیگر باز کردند و موجودی به نام “هیس” (Hiss) رو وارد داستان ما کرده اند. هیس که نقش تغییر دهنده ی ساختمان و مثلا به نوعی تنوع دهنده به محیط بازی Control را هم دارد نه آنقدر آنتاگونیست خوبیست که بشود ازش به عنوان یک عنصر سوق دهنده نام برد و نه آنقدر بد که کلا نادیده اش بگیرید.

نمیخواهم بیش از این داستان را برایتان باز کنم چون قصد ما در اینجا این نیست اما باید این را بدانید که هسته ی کلی داستان دقیقا همان چیزی هست که در بالا گفتیم و قرار نیست شما با یک داستان فلسفی قلقک داده شوید حتی حضور شخصیت های مرموزی مثل “آهتی” هم نمیتواند باعث جذابیت آن شود.

 

بررسی بازی Control

رمدی این بار در ارائه ی داستان با اینکه عقیده دارم خیلی میتوانست بهتر باشد اما با به کارگیری نوشته ها ، مطالب ، آیتم های صوتی و تصویری توانسته بسیار بسیار جذاب داستان بازی رو جلو ببرد.

 

به شخصه از همان اول هم با مشاهده ی تریلر های بازی Control میدانستم که قرار نیست که بازی تنوع محیط خوبی داشته باشد و همه چیز در حد یک خانه ی مجردی خلاصه می شود! حرف هایی که از “هیس ” زده میشد ، از اینکه قابلیت تغییر دادن محیط را دارد چیزی بود که شاید در نگاه اول به این معنی بود  که ” خب پس مانند آثار قدیمی و مترویدوینیا ما باید هر بار که برمیگردیم باید به دنبال راه جدیدی باشیم ” اما باید بگویم که سخت در اشتباه هستید.

کنترل از همان اول یکی از بزرگترین ضعف های خود را رو میکند .کنترل پوینت! ( چیزی مانند bonfire در سری سولز و دقیق تر بگویم چک پوینت)

نهایت تنوع بازی Control یک ساختمان چند طبقه است و این که یک نقشه ی حداقل قابل قبول هم برای بازی وجود نداشته باشد وقتی که کلی ماموریت فرعی وجود دارد یعنی رمدی در این بخش بدجور “کم کاری” کرده است.

چرا میگویم ضعف !؟ بگذارید توضیح بدهم. نقشه ی بازی یکی از بدترین نقشه هایی هست که یه بازی مترویدوینیا میتواند داشته باشد ( همین الان همه باهم قبول کنیم که بازی مترویدوینیا هم هست ) و کار اصلی کنترل پوینت ها اول به آزادسازی منطقه و تغییر دادن محیط و حالت اصلی آن و سپس Travel کردن بین کنترل پوینت ها و در درجات بعدی سوار کردن آیتم ها بر اسلحه و ارتقای وسایل خلاصه می شود، بنابراین وقتی که نقشه ی بازی چنگی به دل نزند یعنی کار کنترل پوینت ها تقریبا به ۵۰ درصد خلاصه می شود که این خود یک ضعف بزرگ است. حرف از نقشه ی بازی شد بگذارید بگویم که نقشه ی بازی به قدری” اعصاب خورد کن ” می شود که میخواهید هرچه زودتر بازی را پاک کنید! ناخوانا بودن آن به کنار حتی در برخی موارد دیر لود شدن آن مشکلات دیگری به شمار می آورد. نهایت تنوع بازی Control یک ساختمان چند طبقه است و این که یک نقشه ی حداقل قابل قبول هم برای بازی وجود نداشته باشد وقتی که کلی ماموریت فرعی وجود دارد یعنی رمدی در این بخش بدجور “کم کاری” کرده است.

حرف از ماموریت شد؟ دوست دارم اشاره کنم به این که ماموریت های فرعی بازی به جز چند مورد کوچک ، کاملا قابل قبول هستند و اغراق نیست اگر بگویم بخش بزرگی از جذابیت آنرا شامل می شوند اما این موضوع دلیلی بر بی نقص و لذت بخش بودن همه ی آنها نیست، بعضی از ماموریت های فرعی بازی Control به شدت حوصله سر بر هستند و اتفاقا شما به دلیل سختی غیر منطقی بازی در بعضی مکان ها مجبورید این ماموریت های فرعی رو به انجام برسونید تا کمی اعتبار کسب کنید. این بدان معناست که شما باید در حین این ماموریت ها ( نه همه ی آنها ) هنگام بازی بارها خمیازه بکشید. با توجه به سیستم پاداش خوب ماموریت ها باید بگویم که به اندازه ی کافی دلیل بزرگی برای به اتمام رساندن آنها دارید مخصوصا وقتی درخت مهارت بازی Control از دلایل اصلی موفقیت در برابر دشمنان به شمار می رود. از آنجایی که ماموریت های فرعی را شخصیت های مختلف به شما میدهند بد نیست به طراحی آنها هم سری بزنیم.

 

بررسی بازی Control

ماموریت های فرعی ، باس های فرعی و همه و همه از دلایل جذابیت بالای side quest های بازی Control هستند.

 

طراحی شخصیت ها و انتقال حس آنها به بازیکن به هیچ عنوان خوب نیست. طراحی خود شخصیت اصلی یعنی جسی فیدن که بماند. بنابراین اصلا فکر اینکه در بازی Control قرار هست با شخصیت ها رابطه ی طولانی برقرار کنید را از سر خود بیرون کنید. تا اینجا از بدی های بازی گفتیم کمی هم از خوبی هایش بگویم تا قضاوت برای شما آسانتر شود.

رمدی این بار در ارائه ی داستان با اینکه عقیده دارم خیلی میتوانست بهتر باشد اما با به کارگیری نوشته ها ، مطالب ، آیتم های صوتی و تصویری توانسته بسیار بسیار جذاب داستان بازی رو جلو ببرد و یکی از نقاط به شدت مثبت بازی همین نوشته ها و آیتم های داستانی هست که باید حتما آن ها را بخوانید و مطمئن خواهم بود از آن ها لذت میبرید مخصوصا اگر زامبی بازی های این استودیوی فنلاندی باشید. داستان بازی از هزاران جهت نقل می شود و من به شخصه از این کار رمدی لذت بردم.

چالش بازی درست هست که در بعضی مکان ها غیر منطقی میبشود اما در کل با چالش خوبی روبه رو هستیم . همانطور که قبل تر هم گفتم، یک بازی که شمارا وادار به فکر کردن کند ارزشمند و قابل بررسی از ابعاد مختلف گیم پلی هست و کنترل دقیقا همان اثری هست که از آن صحبت میکنم. بیشتر دشمنان بازی اگر کمی در شکست دادنشان تعلل و یا به صورت خودمانی “دست دست ” بکنید به راحتی هرچه تمام تر شمارا از پای در میاورند. با چندین دشمن در بازی روبه رو میشویم . موجوداتی زامبی مانند که معلوم نیست هیس چه بلایی سرشان آورده، تا انسان هایی که تازه تبدیل یافته اند و گیاهان سمی و البته باس فایت هایی که هرکدام الگوریتم مبارزه ی مخصوص به خود را دارند. حتما از تصاویر بازی هم متوجه شدید که در کنترل ما فقط یک اسلحه داریم ( البته به لحاظ تئوری وار ) و در اصل این اسلحه خود ۵ حالت مختلف دارد که باید بگویم مهماتی در بازی وجود ندارد و اسلحه ی سازمانی دارای تیر بی نهایت است.

یک بازی که شمارا وادار به فکر کردن کند ارزشمند و قابل بررسی از ابعاد مختلف گیم پلی هست و کنترل دقیقا همان اثری هست که از آن صحبت میکنم .

ابتدای بازی مانند اکثر بازی ها به جز یک پیستول ساده چیز دیگری نداریم. با پیشروی در ماموریت ها اسلحه ها و انواع و اقسام نیرو ها را میگیرید که میتوانید برای شکست دشمان به خوبی از آنها استفاده کنید. جسی از همه جا بی خبر هرچقدر که جلوتر می رود میفهمد که میتواند با دستش لوازم و انوع و اقسام مصالح را به سوی دیگران پرت کند و یا آن هارا به سمت خود بکشد. البته قدرت های دیگری هم وجود دارد، از ماریجوانا کشیدن جسی و پرواز او به آسمان شروع می شود تا ” جنگ های صلیبی شدن ” بازی Control و تشکیل سپر با سنگ و الی آخر .

بازی Control ، بازی ایی سخت و بی رحم هست. باید روی تک تک حرکاتتان فکر و تمرکز کنید و نوار سلامتی جسی هم خود به خود پر نمی شود و مانند بازی های اکشن با امداد غیبی سلامتی او افزایش نمی یابد بلکه باید با کشتن دشمنان سلامتی خود را بازیابی کنید. خداروشکر، نوار استقامت یا انرژی او نیازی به سخت کوشی و یا تلاش خیلی زیادی ندارد و با کمی استراحت پر می شود.

 

بررسی بازی Control

گرافیک بصری بازی و نورپردازی آن واقعا زیباست.

استفاده تنها از یک اسلحه همانقدر ریسک بزرگی بود و رمدی ازش سربلند بیرون آمده است که استفاده از قدرت های فرابشری و خسته کننده نشدن آن، یک ریسک بود و این که آیا از این مورد هم رمدی سر بلند بیرون آمده است یا خیر باید بگویم که خیر !

 

سیستم مبارزات بازی Control واقعا جذاب است. درست هست که من بالاتر تقریبا به خیلی از موارد انتقاد کردم اما کنترل در بحث گیم پلی و خصوصا اکشن برای شما کم نمیگذارد و اگر اهل دل باشید کاملا با خانم جسی فیدن حال میکنید و از مبارزات وی و حرکات بروسلی وار ایشان لذت میبرید. رمدی نشان داده است که باری دیگر توانسته با ایجاد توازن بین اسلحه و قدرت های فرابشری و معجزات پیامبرگونه ی جسی محیطی سالم و سرشار از شادی را برای شما به ارمغان بیاورد و باعث شود از ذره ذره ی چالش بازی و یک اکشن سوم شخص لذت ببرید. استفاده تنها از یک اسلحه همانقدر ریسک بزرگی بود و رمدی ازش سربلند بیرون آمده است که استفاده از قدرت های فرابشری و خسته کننده نشدن آن، یک ریسک بود و این که آیا از این مورد هم رمدی سر بلند بیرون آمده است یا خیر باید بگویم که خیر! قدرت های فرابشری جسی در اواخر بازی به قدری قدرت ضربه ی بالایی به خود میگیرند که اسلحه ی سازمانی در برابر آن ها اصلا قدرتی ندارد. البته این به معنای شکافته شدن دریا توسط جسی نیست بلکه فقط قدرت ضربات و پرتاب لوازم کمی بیش از حد بالا می رود و بازی را خسته کننده میکند چون دلیلی برای استفاده از اسلحه به شما نمیدهد! خوشبختانه این در اواخر بازی اتفاق می افتد. مثل آن میماند که در سری  GTA یک RPG  بی نهایت در شلوار خود داشته باشید و بخواهید از پیستول استفاده کنید آن هم در شرایط به شدت سخت بازی .( مثال کاملا به جایی بود؟)

محیط از تخریب پذیری فوق العاده ایی برخوردار هست و باید همین الان سر تعظیم بر این حرکت رمدی پایین بیاورم و بگویم رمدی جان  : زرشک! همین تخریب پذیری باعث می شود در مبارزات با افت فریم های وحشتناکی روبه رو شویم که تجربه ی بازی رو به تجربه ی بعضا دردناک تبدیل میسازد. البته که این مشکل به مرور با آپدیت ها بهتر شد و میتونم بگویم حتی به کلی رفع هم شده است و رمدی با پشتیبانی خوب از بازی Control اکنون تجربه ی بهتری از این بازی را پیش روی ما گذاشته است . اما خب بررسی ما نسبت به نسخه ی اولیه هست رمدی جان !

 

بررسی بازی Control

تصویر یکی دیگر از باس های به شدت جالب بازی Control در آخر باید بگویم *کنترل عنوانی است لایق ستایش با کمی ارفاق ! *

 

جمع بندی :

تمام ریسک هایی که رمدی کرده هست در نهایت باعث پدید آمدن عنوانی به نام کنترل شده. بازی ایی که قطعا هر گیمری ساعاتی از آن لذت میبرد. چه کم چه زیاد.

در بخش پایانی باید چندین عامل دیگر را بگویم که چرا کنترل از نظر من نه یک عامل موفقیت و سرشار از تحسین است و نه یک عامل بسیار قابل نکوهش! بازی Control بازی ایی بود که من از آن لذت بردم اما نه به مدتی که از خیلی از بازی های دیگر لذت بردم. بازی ایی بود که باعث شد سر تعظیم در برابر رمدی فرود بیارم و همینطور باعث شد سم لیک و هر آن کس که در رمدی هست را در ذهن خود به ۸۶ روش سامورایی و غیر سامورایی مورد سرزنش قرار دهم. بازی Control یک اثر موفق به شمار می رود و مطمئن باشید اگر به اکشن های یک بازی سوم شخص آن هم به سبک رمدی علاقه دارید با خوب اثری طرف هستید.

کنترل از نظر گرافیک بصری و هنری در جایگاه خیلی خوبی قرار دارد و حتی موسیقی های بازی هم به قدری دارای مشکل نیست که بتوانیم از آن انتقاد کنیم. هرچند در بخش گرافیک فنی عملا گند زده است! هوش مصنوعی بازی Control خوشبختانه در حد گلابی نیست اما آنقدر هم شاهکار نیست که بگویم باعث می شود زبانتان بند بیاید. تنوع گیم پلی بازی هم یکی دیگر از عوامل موفقیت آن هست اما تنوع محیط همان چیزی بود که من هم از آن میترسیدم و بعله باید بگویم با اینکه Oldest house چندین طبقه دارد اما تنوع محیط باز هم برایتان همان خانه هست نه بیشتر نه کمتر. تمام ریسک هایی که رمدی کرده هست در نهایت باعث پدید آمدن عنوانی به نام کنترل شده . بازی ایی که قطعا هر گیمری ساعاتی از آن لذت میبرد. چه کم چه زیاد.

امتیاز NPCBot: 8
ثبت امتیاز: 1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
میانگین امتیازات کاربران: 9٫00 (2 رای)

نقات قوت

نقات ضعف

تگ ها
منبع: NPCBOT
مطالب مرتبط
ارسال دیدگاه
دیدگاه های کاربران (بدون دیدگاه)